ایجادآمادگی نهایی برای غیبت؛ماموریت مهم امام حسن عسگری(ع)

369

یازدهمین امام شیعیان در حالی به امامت رسید که امت اسلامی با چالش های جدی مواجه شده بود.عمده ترین مشکل جامعه اسلامی نابسامانی های سیاسی و فرهنگی بود و مشکلات دیگر نیز در سایه همین مسائل به وجود آمده بودند. از عصر خلیفه معتصم عباسی عناصر دیگری نیز به سیستم لشگری خلافت عباسی افزوده شدند که آنها ترکانی از ماورء النهر بودند که کم کم در هرم قدرت جای گرفتند و به مرور زمان توانستند مقامات زیادی را کسب کنند به گونه ای که خلفای ضعیف عباسی عملا دیگر هیچ قدرتی نداشتند. از سوی دیگر، فکر و اندیشه از جامعه رخت بربسته بود و مسئله خلق قرآن به یکی از چالش های جدی جامعه تبدیل شده بود. همچنین شیوع اندیشه های شبه آمیز و بدعت های جدید در دین در این دوره به روشنی خود را نشان می داد.

حال در چنین شرایطی امام حسن عسگری(ع) به امامت رسید.خلافت عباسی که می دانست تنهای کسی که می تواند جلو این نابسامانی ها را بگیرد فردی از خاندان اهل بیت(ع) و عالم ترین فرد آن عصر یعنی امام حسن عسگری(ع) است. ولی این موضوعی نبود که خلفای عباسی تاب تحمل آن را داشته باشند. از اینرو حضرت نیز به مانند پدر بزرگوارش تحت تدابیر شدید نظارتی قرار گرفت و مجبور ساختند از مدینه به سامراء بیاد و در یک پادگان نظامی زندگی کند.خفقان سیاسی، زندگی در پادگان نظامی و عدم دسترسی آسان به شیعیان در اقصی نقاط عالم اسلامی، مشکلاتی بود که در مسیر امام قرار گرفته بود. با این حال هیچ کدام از اینها نتوانست مانعی در برابر انجام وظیفه امام باشد.

یکی از عناصری که در این عصر به امام کمک کرد، سیستم وکالت بود. سیستمی که از دور ائمه معصومین پیشین وجود داشت و در دوره امام موسی کاظم(ع) لو رفت ولی مجدد احیا گردید. در این دوره امام به واسطه وکلای مورد وثوق خود در قلمرو اسلامی از جمله در عراق، سند، فارس، خراسان و ماورء النهر…شیعیان خود را مورد هدایت قرار می دهد و بواسطه سیستم وکالت به سوالات آنها پاسخ می داد و دستورات لازم را صادر می کرد.همچنین بواسطه همین سیستم وکالت و وکلای مورد وثوق خود وجوهات شرعی نیز جمع اوری می شد و در مصارف مورد نیز امت اسلامی صرف می گردید.

اما بعد دیگری از فعالیت امام در جهت مبارزه با انحرافات فکری و فرهنگی در جامعه اسلامی شد. در این مسیر امام با مباحثه و نامه نگاری و یا از طریق اصحاب مورد وثوق خود به روشنگری می پرداخت که تاریخ نمونه های بسیاری را در این باره ثبت کرده است.

امام حسن عسگری و زمینه سازی برای غیبت:

یکی از مباحث بسیار مهمی که در عصر امام حسن عسگری(ع) مطرح است، زمینه سازی حضرت برای غیبت امام عصر(ع) است. بحث مهدویت و غیبت مسئله ای تازه در جامعه اسلامی نبود، چرا که رسول خدا(ص) و دیگر ائمه معصومین(ع) به صراحت درباره این موضوع سخن گفته بودند و به جز جوامع شیعی، جوامع حدیثی مهم اهل سنت از جمله صحاح سته نیز در این باره روایات و احادیثی زیادی را از پیامبر(ص) نقل کرده بودند.

 دشوارترين كاري كه امام عسكري (ع) به عنوان پدر مهدي (ع) متحمل آن بود و مسئوليت آن را بر عهده داشت، اين بود كه مردم را قانع سازد كه زمان غيبت فرا رسيده است و تنفيذ آن امر در شخص فرزندش امام مهدي (ع) صورت گرفته است. اين معني بالنسبة به فردي عادي، امري دشوار بود، چه، امكان داشت آن فرد، ناگهان ايمانش متزلزل گردد.

حال این سوال مطرح می شود که چه اقداماتی باید از طرف امام صورت می پذیرفت که مردم آمادگی های لازم را برای آغاز غیبت امام زمان(ع) در این عصر پیدا می کردند. چرا که بدون زمینه سازی امام عسگری(ع) این امر امکان پذیر نبود.

۱٫سخن گفتن از پشت پرده: یکی از عواملی که می توانست مردم و پیروان اهل بیت را که کم کم در مسیر غیبت امام زمان(ع) یاری کند، این بود که امام حسن عسگری کمتر خود را به مردم نشان دهد. از اینرو امام عسگری(ع)، برای مهیا نمودن ذهنیت مردم و خصوصاً شیعه، درباره امر غیبت، شیوه نهان سازی خود را بیش از آنچه در زندگی امام هادی(ع)، مورد توجه بود، به کار گرفت. از این رو، ایشان به جز ایامی که به دستور معتمد، برای دیدار وی از خانه بیرون می رفت و یا به جهت مصالحی که در نظر داشت، به کسی اجازه ملاقات می داد، یا خود، شخصاً به دیدار آنها می رفت، دیدار و ملاقات دیگری با مردم نداشت. به گفته مسعودی، امام حتی برای شیعیان خود ظاهر نمی شد و از پشت پرده، با آنان سخن می گفت.[۱]

۲٫تبیین اندیشه غیبت امام زمان(ع): نامه های بسیاری از طرف حضرت (ع) صادر شده است که بررسی این نامه ها نشان می دهد که امام حسن عسگری(ع) در راستای نهادینه کردن اندیشه غیبت در اذهان و تفکر مردم تلاش های بسیاری انجام داده است. این نامه ها در ارتباط با موضوع فوق در چند محور صادر شده اند:

الف. درباره‌ي صفات مهدي (ع) پس از ظهور و قيامش در دولت جهاني كه تشكيل مي‌دهد. چنان كه در پاسخ به پرسش يكي از ياران خود راجع به قيام مهدي (ع) چنين فرمود: «وقتي قيام كند، در ميان مردم با علم خود داوري خواهد كرد مانند داوري داود كه از بينه و دليل پرسشي نمي‌كرد»[۲]  همچنین علی بن همام نیز از محمد بن عثمان عمری و او از پدرش نقل کرده است: من نزد امام عسگری(ع) بودم که از آن حضرت درباره خبری که از پدران بزرگوارش روایت شده است، مبنی بر این که: زمین از حجت الهی تا روز قیامت خالی نمی ماند و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت در گذشته است، پرسیدند. ایشان فرمود: «این سخنان، حق است؛ همچنان که روز روشن، حقیقت دارد». گفتند: ای فرزند رسول خدا! حجت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: «فرزندم محمد؛ او امام و حجت پس از من است هر که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت درگشته است. آگاه باشید که برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان شوند، مبطلان در آن هلاک گردند و کسانی که برای آن، وقت، معیّن کنند، دروغ گویند. سپس خروج می کند و گویا به پرچم های سپیدی می نگرم که بر بالای سر او در نجف و کوفه در اهتراز است»[۳]

ب.ظهور مهدی و مبارزه با انحرافات؛وقتی حضرت ظهور کند با انحرافات ایجاد شده در دین مبارزه خواهد کرد؛«وقتي قائم خروج كند به ويران كردن منابر و جايگاه‌هاي خصوصي در مساجد فرمان خواهد داد. اين جايگاه‌ها به منظور امنيت و محافظت خليفه از تعدي، و براي افزودن هيبت او در دل ديگران بنا شده است»[۴]

ج.تحمل و بردباری برای فرج امام زمان(ع)؛ امام (ع) به ابن بابويه نامه‌اي نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباري و انتظار گشايش. پيمبر فرمود: برتر عمل امت من انتظار كشيدن گشايش است و شيعه‌ي ما پيوسته در اندوه است تا فرزندم ظهور كند. پيامبر اكرم مژده داده است كه او زمين را از قسط و عدل پر مي‌سازد، آن سان كه از جور و ستم آكنده شده است. اي شيخ من، شكيبا باش. اي ابوالحسن علي، همه‌ي شيعيان مرا به شكيبائي فرمان ده كه زمين از آن خدا است .[۵]

بدین ترتیب امام حسن عسگری(ع) براي آن چه كه فرزندش، مهدي (ع) در غيبت صغراي خود بايستي، عمل مي‌كرد، ايجاد آمادگي مي‌نمود حال آن كه بايستي از مردم پنهان مي‌ماند و به وسيله‌ي تعليمات خود با آنان رابطه برقرار مي‌كرد. اگر اين مسأله بدون مقدمه و آمادگي قبلي برقرار مي‌ماند، براي مردم امري شگفت‌آور و حيرت بخش و غافلگير كننده بود. از اين جا بود كه امام حسن عسكري (ع) اين اسلوب را عمل كرد و آن، برنامه‌اي ويژه براي آماده كردن ذهنيات امت و آگاه شدنشان بود تا آن روش را بپذيرند و بدون حيرت و شگفتي نمودن و همراه داشتن عواقب ناخوشايند و نامحمود، آن را حفظ كنند.

اين روش، به گونه‌اي بسيط و ساده در دوره‌ي امام هادي (ع) آغاز شد كه او (ع) به واسطه‌ي جور و ظلم حكام، از انظار پنهان شد و از راه توقيعات و نامه‌ها براي پيروان خود پيام مي‌فرستاد و با آنان تماس مي‌گرفت تا شيعيان، به تدريج به اين معني عادت كنند و اين روش با فهم و درك مردم بيشتر سازش داشت. دوستان و طرفداران او عادت كردند كه به وسيله‌ي مكاتبه و مراسله با او تماس گيرند و از او (ع) پرسش كنند. همچنين نظام و روش وكالتي و وساطتي كه امام حسن عسكري (ع) با پايگاه‌هاي مردمي خود برگزيد، روشي ديگر از روش‌هايي بود كه براي آن، مسأله غيبت آماده شده بود. [۶] در این باره می توان از نامه های بسیاری که توسط امام حسن عسگری(ع) به اصحاب و یارانش در شهرهای مختلف نوشته شده است، سخن گفته که در موضوع مهدویت و غیبت، مباحث بسیاری را مطرح کرده اند.

پی نوشت ها:

[۱] – اب‍ن‌ ش‍ه‍رآش‍وب‌، م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ع‍ل‍ی‌،المناقب، قم، المطبعه‌العلمیه‏‫، ۱۴ق، ج ۳ ص ۵۲۶٫

[۲] – شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارش‍اد ف‍ی‌ م‍ع‍رف‍ه‌ ح‍ج‍ج‌ال‍ل‍ه‌ ع‍ل‍ی‌ال‍ع‍ب‍اد، قم، تهذیب، ۱۳۸۹،ج۲،ص ۳۲۳٫

[۳] – صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق، تصحیح و تعلیق: علی أکبر الغفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ ق ، ج۲، ص۱۱۹۹٫

[۴] – ابن شهرآشوب، همان، ج ۳ ص ۵۳۶٫

[۵] – ادیب، عادل، زندگانی تحلیلی پیشوایان ما ائمه دوازده‌گانه (ع)، ترجمه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۰،ص۲۷۸

[۶] -همان،ص۲۷۹

فرهنگ نیوز

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *