تهدیدی برای زنان در قالب اشتغال !

65

در فضای فعلی با منفعل شدن در مقابل گفتمان فمینیستی و غربی حاکم بر فضا، ما نیز همه عرصه‌ها را برای زنان باز نموده‌ایم تا آنجا که پدیده‌های عجیب و غریبی چون اشتغال در معدن و رانندگی کامیون و .. در مورد زنان مشاهده می‌شود.
تغییر نهادی یکی از رویدادهاییست که اگر در یک مجموعه با رویکرد مثبت انجام پذیرد آن مجموعه را در مسیری بهتر از گذشته قرار می‌دهد و اگر در جهت منفی محقق شود بنیان‌های آن مجموعه را به مخاطره می‌اندازد؛ تا آن‌جا که در خطر نابودی و نیستی قرار می‌گیرد.
خانواده به عنوان کوچک‌ترین و اصلی ترین نهاد اجتماعی از این قاعده مستثنی نیست. در یک خانواده مؤلفه‌هایی وجود دارد که تغییر آن‌ها مساوی با تغییر نهادی خانواده و در نتیجه تعالی یا سقوط خانواده خواهد شد. این نهاد مهم همان‌قدر که اهمیت دارد به همان اندازه نیز حساس و شکننده است؛ تا آن‌جا که در اندک زمانی و با چیزهایی که ما حتی فکرش را هم نمی‌کنیم دستخوش این تغییر نهادی شده و ماهیت خانواده دگرگون خواهد شد.
یکی از مؤلفه‌های حساس در خانواده جایگاه و نقش زنان است. جایگاه اول زن در فرهنگ اسلامی، جایگاه همسری و سپس مادری است و حضور در محیط خانه برای ایفای کامل این نقش از ضروریات است. در فرهنگ غیر اسلامی زن به عنوانی عنصری فاقد از مسئولیت‌های خانوادگی، دوشادوش مرد در مجامع حضور یافته و در مشاغل مختلف مشغول به فعالیت می‌شود. این مسئله باعث شده است تا نهاد خانواده در غرب متزلزل گردد و فرصت تربیت نسل صالح از آن مجامع گرفته شود. مسئله‌ای که با رخنه فرهنگی غرب به فرهنگ ما، دامن جامعه ما را نیز گرفته است.
اسلام با اشتغال زن در جامعه مخالف نیست؛ چراکه بسیاری از نیازها در جامعه با حضور زنان برطرف می‌شود و اساساً خانه نشین کردن زن به معنای متحجرانه آن خلاف مشی اسلام است. اوراق تاریخ اهل بيت (علیهم‌السلام) پر است از فعالیت‌های زنان منتسب به خاندان اهل بيت (علیهم‌السلام)؛ به عنوان مثال تعلیم و تعلم و یا طبابت و مسائلی از این دست از صحنه‌های حضور زنان در فرهنگ متعالی اسلام است. در زندگی زینب كبري (سلام الله علیها) آورده‌اند که برای زنان کوفه کلاس درس برقرارمی‌فرمود و به آن‌ها تفسیر قرآن که علم رایج آن زمان بوده است آموزش می‌داد.
 این حضور، برعکس مجامع غیر اسلامی، به صورتی قانون‌مند است و برای آن قوانینی وضع شده است؛ تا با توجه به ساختار روحی و جسمی زن و نیز مسئولیت‌هایی که متوجه اوست، بار فشار و مسئولیت مضاعف از گردن او برداشته شود و حقوق او تضییع نگردد.
شرایط اشتغال زنان از منظر فرهنگ اسلامی
هر انسانی در زندگی یک وظایف اولیه دارد و یک سری تمایلات شخصی؛ به عنوان مثال وظیفه اول مرد این است که از مسیر حلال به کسب روزی پرداخته، گرچه در تمایلات شخصی او حضور در کنار خانواده جایگاه ویژه ای دارد؛ اما او نمی‌تواند به صرف این تمایلات از کسب و کار دست بکشد و تمام وقت خود را در خانه بگذراند. اما در مورد زن وظیفه اصلی رسیدگی به امور خانه و تربیت فرزند و شوهر داری است گرچه او نیز تمایل به حضور اجتماعی و اشتغال و کسب در آمد دارد. از این رو به زنان و مردان دستور داده شده به گونه ای برنامه ریزی کنند که در صورت پرداختن به تمایلات شخصی از وظیفه اصلی خود باز نمانند.
اشتغال زنان در جامعه امروز به گونه ایست که نه تنها با روحیات و شرایط او هم‌خوانی ندارد، بلکه به صورت صددرصد در تضاد با شرایط اوست؛ به عنوان مثال حضور زنان در مشاغل سخت یکی از این پدیده‌های پر تبعات است که روح لطیف زن را به روحی خشن و مردانه تبدیل می‌کند؛ اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) در مورد روحیات زن می‌فرماید: “الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ، وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة “[۱] ترجمه: زن گلی خوشبو است؛ نه یک قهرمان. یعنی نباید زن را در شرایط سخت و مشاغل مشکل قرار داد و از او کارهای یک مرد سختکوش را خواست.
چندی پیش در راسانه ها زنان تهرانی را معرفی می کردند که مسافر کشی می‌کردند. دیدن این تصاویر از آن جهت بسیار دردناک است که مشاهده می شود زنان در جایگاه ارزشی خود نیستند.
این یعنی اینکه یک جای کار می‌لنگد!
در یک آسیب شناسی ساده در مورد موضوع اشتغال زنان و وضعیت موجود به نکاتی می‌رسیم که رفع آن‌ها می‌تواند فضا را دگر گون کرده و تغییر نهادی که در حال شکل گیری است متوقف نموده و سیر را به یک سیر منطقی و صحیح برگرداند.
عدم توجه به وظایف اولیه زن در قانون اشتغال
متاسفانه در مورد اشتغال زنان یا قانون جدایی وضع نشده است و یا اگر وضع شده به آن عمل نمی‌شود. در این مساله ساعت کار زنان و نوع اشتغالات آن‌ها از مهم‌ترین مسائل مغفول است. متاسفانه امروزه زنان دوشادوش مردان در همه مشاغل امکان ورود دارند این درحالیست که اسلام در مسئله مهمی مثل جهاد با وجود مردان، زنان را معاف و بلکه منع نموده است. اما در فضای فعلی با منفعل شدن در مقابل گفتمان فمینیستی حاکم بر فضای جهان، ما نیز همه عرصه‌ها را برای زنان باز نموده‌ایم تا آنجا که پدیده‌های عجیب و غریبی چون اشتغال در معدن در مورد زنان مشاهده می‌شود.
نکته دیگر در مورد اشتغال زنان ساعات کاری این قشر جامعه است. زنی که مسئولیت تربیت دارد باید بیشترین زمان خود را در خانه و در همسر داری و تربیت فرزند، که ارزشمندترین کار برای یک زن است، بگذراند حال آن‌که زنان شاغل چون مردان در کلان شهرها صبح زود از خانه بیرون رفته و همزمان با مردان به خانه برمی‌گردند و بعد از برگشت با وجود آن‌که از لحاظ جسمی ضعیف تر از مردان هستند باید به امور خانه نیز رسیدگی نمایند و این در حالی است که مرد به استراحت مشغول می‌شود.
برای گریز از این تبعات یکی از بهترین کارها اشتغال خانگی زنان است؛ که مورد سفارش اهل‌بيت (علیهم‌السلام) نیز بوده است. اشتغال به فعالیت‌های زنانه در محیط خانه، مثل پرداختن به صنایع دستی و خیاطی که با ظرافت زنانه هم‌خوانی دارد یکی از بهترین کارها و فعالیت‌هاست.
البته در اموری مثل پرستاری و تدریس شاید گمان شود امکان حل مشکل نیست. اما در همان قسمت نیز با کم کردن ساعات کار زنان و بیشتر کردن نیروی شاغل می‌توان مشکل را حل نمود. یعنی اگر اشتغالات مردان در سه شیفت ۸ ساعته ساماندهی می‌شود اشتغال زنان در شش شیفت ۴ ساعته ساماندهی شود. این‌گونه نه با معضل نیروی کار زن مواجه می‌شویم و نه با اشتغال مخل به زندگی خانوادگی.
رد پای رسانه در مشکلات اجتماعی
متاسفانه هرجا مشکلی اجتماعی دیده می‌شود رد پای رسانه ملی نیز در آن مشهود است. رسانه ملی که قرار بود دانشگاهی بزرگ باشد امروز با بی دقتی، مسائلی را در جامعه نهادینه می‌کند که رفع تبعات آن سال‌ها تلاش و مجاهده می‌طلبد. به عنوان نمونه گاه با نشان دادن زنان در مشاغلی چون رانندگی و مکانیکی و… این نکته را القاء می‌نماید که زنان می‌توانند در تمام مشاغل حضور پیدا کنند؛ حال آن‌که رسالت رسانه ملی این است که فرهنگ اصیل اسلامی را جار بزند و جایگاه حقیقی زن را به او نشان دهد.
نبود یا ضعف شدید مشوق‌ها
یکی از وظایف دولت برجسته نمودن الگوها و اسوه‌ها و نیز تدبیر مشوق‌های لازم برای حضور قانون‌مند زنان در عرصه‌های مرتبط با آن‌هاست. امروزه در دنیا برای زنانی که در مشاغل دولتی مشغول هستند مشوق‌هایی چون مرخصی‌های طولانی مدت برای فرزند آوری و یا بالا رفتن حقوق و از این دست مشوق‌ها در نظر گرفته می‌شود تا زنان تشویق به بازگشت به جایگاه اصلی خود شوند. آن‌ها که خطر پیری نسل و یا مشکل تربیت فرزندان مهدکودکی را لمس نموده‌اند راز جوانی و پویایی جامعه را در برگرداندن هویت مادرانه زنان به آن‌ها می‌دانند و لذا از این مشوق‌ها با تمام ظرفیت استفاده می‌نمایند.
زن گوهری نابی از گوهرهای عالم خلقت است. این باور باید به زنان ایرانی بازگردانده شود تا از زن بودن خود شرمسار نباشند و به خاطر اثبات خود به کارهای مردانه روی نیاورند.
[۱] تحف العقول ص ۷۸

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *