«برادرم که فقط دو سال از من بزرگتر بود میگفت «عزاداری واسه مرد است نه واسه دخترا!» بعد با غرور مردانها ...
«برادرم که فقط دو سال از من بزرگتر بود میگفت «عزاداری واسه مرد است نه واسه دخترا!» بعد با غرور مردانهاش زنجیر کوچکش را برمی داشت و در انتهای دسته زنجیر میزد. من و مادرم اما، در حسینیه میماندیم، م ...
باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين سينه ما ميشود کرب و بلاي حسين کاش خدا قستم رزق حلالي کند تا که توانم کنم خر ...
باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين سينه ما ميشود کرب و بلاي حسين کاش خدا قستم رزق حلالي کند تا که توانم کنم خرج عزاي حسين کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين هرکه عزدار اوست شي ...