نقدي بر مقاله «اسلام و سنگسار» (۱)

953715

چکیده

نوشتار پیش رو نقدی است بر مقاله «اسلام و سنگسار».این مقاله با استفاده از شیوه­های مختلف روانی و مباحث تاریخی، سیاسی و اجتماعی (که گاه در صحت و اعتبارشان تشکیکی عمیق وجود دارد)سعی در به انحراف کشیدن ذهن مخاطب در برابر اسلام و احکام آن، خاصه حکم سنگسار دارد.نوشتار حاضر با هدف پاسخ­گویی به شبهات پیرامون این حکم اسلام، نگاشته شده است و همان‌طور که در ادامه بیان می‌شود چنین نیست که کیفر‌‌های اسلامی و از آن جمله سنگسار، بازتاب انتقام­جویی فرد یا جماعتی باشند که قانون را به نفع خود وضع کرده‌اند؛ بلکه تأمین مصالح عمومی جامعه و بشریت در گرو جلوگیری از اشاعه فحشا و در پی آن، اجرای صحیح مجازات اسلامی می‎باشد.

 

مقدمه

همسری مرد و زن، بنیادی­ترین واحد جامعه را تشکیل می­دهد که با نگاهبانی از آن، کیان جامعه انسانی حفظ می­گردد.همانطور که مرحوم کاشف الغطاء گفته است:«مبدأ حیات خانوادگی، همسری مرد و زن است که به وسیله آن خانواده شکل می­گیرد و با خانواده‌ها امت و با امت ها کاروان بشری، و برای نظام بخشیدن به همین مناسبات است که شرایع آسمانی حدود و قیودی برای آن قائل شده­اند.پس باید جوهر این حقیقت را شناخت.»[۱]

 

در اصل دهم قانون اساسی نیز آمده است:

 

«از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.»[۲]

 

با چنین رویکردی به نظام خانواده، عمل پلید زنا چیزی جز تیشه به ریشه‌ی حیات اجتماعی زدن و اساس مدنیت را به خطر انداختن نیست.

 

از سوی دیگر، نکته‌ی مهمی که از کتب روایی و نحوه‌ی اجرای این حکم از سوی نبی مکرم(ص)و امیرالمؤمنین(ع)به دست می­آید، این است که ایشان در صورت وجود کوچک‌ترین شک و شبهه‌ای که موجب خلاصی فرد از سنگسار یا هر حد دیگری می­شد، از متهم رفع حد می­نمودند.چنان‌که از دشواری اثبات زنا در سیستم قضایی اسلام می توان چنین نتیجه گرفت که مجازات سنگین زنا برای کسی است که به‌طور فاحش و آشکار و در منظر چهار شاهد عادل، مرتکب زنا شود.

 

مقاله­ی «اسلام و سنگسار»در صدد ایراد اتهاماتی به حکم اسلامی سنگسار است.در مقاله مزبور شبهاتی چند مطرح شده است.در بخش اول از نوشتارمان به این موارد می پردازیم که:منشأ پیدایش حکم سنگسار چیست و آیا باید مجازات سنگسار در قرآن تصریح شده باشد؟ فلسفه حکم سنگسار و مسائل مربوط به این حکم چیست؟

 

منشأ پیدایش حکم سنگسار

اگر شبهات مطرح شده در مقاله­ی «اسلام و سنگسار»را به چند دسته تقسیم کنیم، یک گروه مربوط به مبدأ پیدایش این حکم در میان مسلمانان است.

 

نویسنده مزبور در صدد القای این ادعا به مخاطب است كه چون نامی از سنگسار در قرآن نیامده، پس سنگسار حكمی ساختگی از ناحیه متشرعین است و از سوی خداوند نیست.

 

در پاسخ به این ادعا می‎گوییم هرچند كه تشریع احكام، حق خداوند است، اما نهادی كه خداوند به او اجازه­ی تشریع داده نیز از چنین حقی برخوردار است.

 

این برداشت از اسلام نادرست است که چون مجازات سنگسار در قرآن وجود ندارد، پس نباید در دین اسلام موجود باشد چرا که قرآن، تنها منبع استنباط احکام اسلامی نیست و در کنار قرآن، منابع دیگری همچون سنت – گفتار و رفتار پیامبر و امامان معصوم – نیز وجود دارد.

 

درست است که درباره رجم (سنگسار) آیه‏اى در قرآن کریم نیامده است اما نه تنها این حكم، بلکه بسیارى از احكام مسلّم شرعى كه حتى از ضروریات دین شمرده می‎شود و در متن قرآن به آن تصریح نشده، از سیره پیامبر(ص)و ائمه معصومین(ع)استنباط می­شود؛ همچون احکام غسل و تعداد ركعات نماز و …. این بدان سبب است که ضرورتى ایجاب نمى‏كند كه تک­تك احكام شرعى به صورت مبسوط در قرآن ذكر شود.قرآن كریم در آیات متعددى ما را به سوى پیامبر و اهل‎بیت او رهنمون شده و اطاعت از آنان را بر ما واجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است. قرآن می‎فرماید:

 

«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را!»[۳]

 

«كسى كه از پیامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و كسى كه سر باز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسئول نیستى).»[۴]

 

چنانکه خداوند متعال در آیاتی از قرآن کریم، مفسر حقیقی قرآن را، پیامبر معرفی کرده است:

 

«و ما این ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كردیم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آن‎ها روشن سازى و شاید اندیشه كنند!»[۵]

 

«[الله] كسى است كه در میان جمعیت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آن‎ها مى‏خواند و آن‎ها را تزكیه مى‏كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پیش از آن در گمراهى آشكارى بودند!»[۶]

 

در نتیجه، حكم سیره قطعی معصومین(ع) نه فراتر و نه فروتر از حكم قرآن است و بایستی همانند اوامر قرآنی، پیروی شود.

 

بر اساس آنچه گفته شد با مروری اجمالی در سنت معصومین(ع) مشاهده می‎نماییم که حکم زناکار به خوبی تبیین شده است. به عنوان نمونه، امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۲۷ نهج‎البلاغه می­فرمایند:

 

«همانا دانستيد كه رسول خدا(ص) زناكار محصن را سنگسار كرد.»

 

اما اینکه برخی همچون نویسنده مورد نظر، حكم سنگسار را به داستان‌های خرافی مثل داستان بز عایشه، الگو­گیری شیعه از فقهای شافعی و حنفی اهل‎سنت (از نظر پطروشفسکی)، تبعیت مسلمانان از یک رسم قدیمی یهود یا دیگر افسانه‌ها، منتسب می­دانند، ادعایی بی‎دلیل است.در مورد همه‌ی این ادعاها باید گفت که خرافات و استنادهای نادرست جایگزین حقیقت شده است زیرا هیچ‌یک از منابع معتبر دینی آن را تأیید نمی‌کند.

 

این مطلب نیز که «عیسی(ع) حکم سنگسار را ملغی کرد» از آنجا که از انجیل فعلی نقل شده، نمی‎تواند سخن قاطع و خدشه‎ناپذیری به حساب آید چرا‌ که از نظر اسلام آتش تحریف، دامان کتب آسمانی پیشین همچون تورات و انجیل را فراگرفته و امروزه حتی برخی از متفکرین غربی در انتساب انجیل فعلی به حضرت عیسی(ع) خدشه کرده‎اند.[۷]

 

همچنین اشاره به داستان سلطان محمود غزنوی و ایاز در مقاله‌ی مورد نقد، چیزی جز ایجاد تشویش در فکر مخاطب نیست چرا که با اندک مطالعه‌ای در کتب تاریخی متوجه می‌شویم که غزنویان با تشیع در هر شکل و صورت آن، مخالف بوده و با آن به مبارزه برمی‌خاستند،[۸]با این حال در مورد چنین شخصی که پایبندی صحیحی به مبانی اسلام ندارد چگونه توقع رفتار دینی داشته و کدام اندیشمند فرهیخته‌ی دینی چنین فردی را تأیید می‌نماید.

 

سخن از حرم‌سرای سلاطین در مقاله‌ی مورد نقد نیز از این قاعده خارج نیست چراکه موضع علمای دین از پادشاهان ممالک اسلامی جداست و آنچه قابل استناد است، سخن تحریف نشده‌ی دین است.

 

نویسنده دامنه بحثش را به مساحقه (هم‌جنس گرایی زنان)و لواط (هم‎جنس گرایی مردان) کشانده و قایل است پیرامون مساحقه حکمی در اسلام بیان نشده و این را نادیده گرفتن زن در اسلام معرفی نموده و مجازات لواط را نیز همچون مجازات زنا امری غیر انسانی دانسته است. این در حالی است که در کتب فقهی شیعی به موضوع مساحقه نیز پرداخته شده است[۹] و این کلام نویسنده را یا باید از بی‌اطلاعی نویسنده دانست و یا غرض‌ورزی او.درباره مجازات لواط نیز همچون مجازات زنا اگر از روی احساسات و بدون در نظر گرفتن صلاح افراد جامعه سخن گوییم نمی توانیم قضاوت درستی داشته باشیم.از این گذشته اصل اثبات لواط و مجازات آن همچون عمل زنا مشروط به شروطی است و اینگونه نیست که همیشه به اعدام منجر شود.[۱۰]

 

جایگاه واقعی حکم سنگسار در اسلام

نگاهی به ساختار قوانین اسلامی نشان می­دهد، سیستم کیفری اسلام از چهار ضلع تشکیل شده است که عبارتند از:حدود، تعزیرات، قصاص و دیات.

 

«حدود» در برابر اعمال خلاف عفت و اخلاق، و تجاوز به مال و شرف مردم و سایر حقوق عمومی إعمال می­شود و «سنگسار» یکی از اقسام آن است.

 

اجرای حد سنگسار منوط به اثبات شرایط و قیود فراوانی است که به ندرت، قابل دست یابی است.این نوع از مجازات هنگامی بر شخص زناکار اجرا می‎شود­ که جرم او به وسیله یکی از راه‎های محدود ذیل، ثابت شود:

الف- اقرار؛ با پنج شرط:

۱) اقرار كننده، عاقل باشد؛

۲) اقرار كننده، بالغ باشد؛

۳) اقرار كننده، آزاد باشد؛

۴) از روی اختیار و بدون هیچ­گونه اکراه یا اجباری اقرار نماید. پس اگر شخص زناكار اقرار به این عمل نكند نه می‎توان او را مجبور به اقرار كرد و نه می‎توان بر او حد جاری كرد؛

۵) اقرار چهار مرتبه تکرار شود که برخی فقها می­فرمایند این چهار مرتبه باید در چهار جلسه صورت گیرد.[۱۱]

بنابراین اگر اقرار به طور کامل انجام نشود و شخص اقرارکننده قبل از اتمام دفعات چهارگانه، از اعتراف خویش بازگردد و یا جرم خود را بعد از تمام اقرار، انکار نماید سنگسار نمی­شود. امام صادق(ع) در این‎باره می‎فرماید:

«کسی که علیه خود، اقرار به حدی نماید آن حد را بر وی اقامه می­کنم، مگر اقرار به رجم، که اگر کسی اقراری كه موجب رجم می­شود نماید و سپس انکار كند رجم نمی­شود.»[۱۲]

ب- شهادت چهار شاهد؛ قرآن در این‎باره می‎فرماید:

«و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهى دادند، آنان [زنان‏] را در خانه‌ها(ى خود) نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا اینكه خداوند، راهى براى آن‎ها قرار دهد.»[۱۳]

شهود باید دارای اوصافی باشند.[۱۴] برای شهادت شهود در مورد زنا، شرایط بسیار سختی تعیین شده است از قبیل: دیدن با چشم به گونه‎ای روشن و آشکار، تعیین چگونگی آن، عدم قناعت به قرائن، هماهنگی شهادت شهود با هم و …، که اثبات جرم را سخت­تر می­کند. وجود کمترین خللی در شهادت شهود، موجب توقف حد سنگسار و به دنبال آن، مجازات خود شهود (به دلیل افترا) می­شود.[۱۵]

با وجود این شرایط، واضح است که شریعت مقدس اسلام در باب مسائل ناموسی، احتیاط لازم و مؤکدی را به خرج داده است تا انسان‎ها در خصوص اتهام ناموسی زدن، جانب احتیاط را رعایت کرده، موجبات سوء استفاده از احکام الهی و شیوع افترا و تهمت­هایی از این قبیل (که امنیت روانی جامعه را به شدت به خطر می­اندازد) را فراهم نیاورند.

در مجازات زنا یكی از نكات مهم آن است كه حكم زنای شخص همسردار و بی­همسر متفاوت است. شرایط پیش‎گفته تنها در صورتی مستلزم حد سنگسار می‎شود که شرط دیگری به نام «احصان» به آن‎ها ضمیمه شود. «احصان» مرکب از چهار امر است:

  1. زناكننده دارای همسر دائمی‎ای باشد كه حداقل یكبار با وی نزدیكی كرده است؛
  1. نزدیكی با همسر، در حال بلوغ و عقل انجام گرفته باشد؛
  1. همسر در دسترس زناکننده باشد؛
  1. زناكننده آزاد باشد.[۱۶]

بنابراین، حکم سنگسار، مخصوص زناکاری است که علاوه بر شرایط پیش گفته، متأهل و محصن نیز باشد و در غیر این صورت مجازات او فقط تازیانه است.

با ملاحظه شرایط و قیودی که بیان شد می­بینیم که ساختار حکم سنگسار به گونه­ای است که جز در موارد نادر، قابل اجرا نیست.بسیار کم اتفاق می­افتد که چهار شاهد عادل، به عملی که معمولاً در پشت پرده انجام می­شود، شهادت دهند.نیز کمتر اتفاق می­افتد که یک انسان گناهکار در فضایی کاملاً آزاد و بدون درخواست کسی، به جای طلب آمرزش از خدای خود، چهار بار نزد حاكم اقرار کند و با دانستن عواقب این اقرار، خود را دچار عقوبت کند چنانكه روش معصومین نیز استقبال از چنین اقرارهایی نبود.

در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین(ع)است كه زنی زناکار چندین بار خدمت آن حضرت آمده، اعتراف به زنا کرد.امام(ع)به او فرمود: برو و بچه­ات را به دنیا آور. پس از آنکه زن بچه خویش را به دنیا آورد، خدمت امام(ع)رسید و خواهان رجم خویش شد. امام فرمود: برو و بچه‌ات را شیر ده.پس از آنکه زن دو سال، فرزند خود را شیر داد خدمت امام رسید و رجم خویش را خواستار شد.امام(ع)فرمود: فرزندت را بزرگ کن تا از آب و گل بیرون آید.در این هنگام یکی از حاضران در مجلس، آمادگی خویش را برای نگهداری از آن بچه اعلام داشت، ولی امام(ع) از آن شخص رنجیده خاطر شد.[۱۷]

مرتکب گناه حد آور، هم می­تواند به حاکم مراجعه کند و پس از اقرار، کیفرش را ببیند و هم می­تواند پرده­پوشی کرده و بین خود و خداوند متعال توبه نماید اما طبق روایات، پرده­پوشی و توبه نمودن شایسته­تر از مراجعه به حاکم است. در روایتی آمده است امیرالمؤمنین(ع) دستور بازداشت زناکننده­ای که چهار بار اقرار نمود، را صادر کرد و آنگاه فرمود: «چقدر قبیح است از مردانتان که این‎گونه اعمال پلید و شنیع انجام می­دهند و آنگاه به خود می­آیند و خویشتن را در ملاء عام رسوا می­کنند؛ چرا در خانه خویش توبه نکرد؟!والله توبه اش بین خود و خدا برتر است از اقامه کیفر الهی بر او توسط من.»[۱۸] در همین رابطه از امام صادق(ع) نقل شده است که پیامبر گرامی(ص) درباره زناکننده‎ای که خودش برای اقرار به زنا خدمت ایشان رسید، فرمودند: «اگر پرده­پوشی کرده و توبه می­نمود بهتر از این اقرارش بود.»[۱۹]

توجه به مسأله توبه در نظام كیفرى اسلام و روایات مربوط به آن، به خوبى نشان مىدهد كه اسلام، به مجازات به عنوان یك ابزار مطلوب نمىنگرد و در حقیقت به اصلاح و تربیت مجرم و بازداشتن وى از ارتكاب دوباره جرم، بازدارندگى عمومى مجازات و در نهایت‏ به مصلحت جامعه مى‏اندیشد. «ماعز بن مالك» نزد پیامبر(ص) اقرار به زنا نمود، از متن روایات به دست مى‏آید كه پیامبر(ص) تلاش فرمود تا وى را در اقرار مكرر، مردد سازد و به طور غیر مستقیم به وى تفهیم نماید كه قضیه را كتمان كند؛ ولى وقتى ماعز، مصرانه چهار بار اقرار به زنا كرد، پیامبر(ص) به اجراى مجازات فرمود، و حتى در یك نقل آمده است كه پس از سه بار اقرار، پیامبر(ص) فرمود: اگر چهار بار اقرار كنى تو را رجم خواهم نمود.[۲۰]

از این روایت ‏به دست مى‏آید كه مجازات – دست كم در جرایمی که ناقض حق الله است -به خودی خود مطلوب نیست، بلكه مهم، اصلاح و به خود بازگشتن و ندامت مجرم از ارتكاب جرم و بازسازى روحى اوست؟

تذکر این نکته نیز بجاست که امروزه، در قوانین جهان، امورى را با عنوان عوامل تشدید و تخفیف در كنار قوانین كیفرى و جزایى قرار می­دهند (مثلاً بیمارى روانى را عامل تخفیف، و تكرار در جرم را معمولاً عامل تشدید می­دانند).اسلام، در چهارده قرن پیش، این دست از عوامل را به صورت جامعی در مجازات­هاى دنیوى و اخروى لحاظ كرده است.با یك بررسى ساده معلوم می­شود «عوامل تخفیف»در اسلام نسبت به «عوامل تشدید»بیشتر است و این به سبب طبیعت ذاتى دین اسلام كه نرمش و مهربانی حکیمانه است، می‎باشد.

اما این اتهام نویسنده‌ی مقاله که در اجرای مجازات سنگسار، «روابط»نقش دارد و حقوق بسیاری به خصوص زنان، تضییع می‌شود نه کلیت دارد و نه به اصل دین اسلام مربوط می شود بلکه این اشکال ناظر به عملکرد برخی از دینداران است که بر خلاف آموزه های اسلام عمل نموده‎اند:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست

 

فلسفه‌ی حکم سنگسار

آزادی عمل زنا، علاوه بر اینکه موجب مفاسد بسیاری از جمله خیانت و بر باد رفتن عفت و غیرت و مهربانی متقابل است، موجب تزلزل اساس مدنیت یعنی اجتماعی بودن انسان و در نتیجه سبب انقطاع نسل بشر است.چنانکه رواج اخلاق جنسی و کامیابی‎های بی‎قید و بند دنیای غرب (که منشأ آن همه بیماری روانی شده است)، زنان را به صورت کالایی عمومی در اختیار مردان قرار داده است و رغبت کامیابی های مشروع را از بسیاری جوانان سلب نموده و حق مسئولیت را از آنان ربوده است.

باید توجه داشت که در فهم برخی از مسائل دین اسلام، چاره­ای جز تصویر جامع این دین نیست.مجموعه تعالیم اسلام همچون نقش­نمایی است که اجزای آن در کنار هم، مفهوم پیدا می­کند.اگر تأکید اسلام بر عِرض و ناموس و حفظ عفت عمومی و تأثیر آن بر امنیت روانی خانواده و اجتماع را لحاظ کنیم، جایگاه این حکم الهی شناخته می­شود.این حکم، زنگ خطری است تا کسی به راحتی، به نوامیس تعدی نکند.برخی از مفسرین درباره توجه دین به جنبه بازدارندگی این حكم و جلوگیری از رواج گناه بزرگ زنا در جامعه، بر این باورند که اسلام، احتمال یك مجازات فوق­العاده شدید را در برابر این­گونه گناه‎كاران قرار داده است.همین احتمال اگرچه ضعیف هم باشد مى‏تواند در روحیه غالب افراد اثر بگذارد؛ اما راه اثبات آن را مشكل قرار داده تا عملاً در این­گونه موارد، اعمال خشونت بطور وسیع انجام نگیرد. در حقیقت، اسلام خواسته اثر تهدیدى این قانون كیفرى را حفظ كند بدون این كه افراد زیادى مشمول آن شوند.نتیجه این‎كه، روش اسلام در «تعیین مجازات» و «راه اثبات جرم» روشى است كه حداكثر تأثیر را در نجات جامعه از آلودگى به گناه دارد در حالى كه افراد مشمول این مجازات‏ها عملاً زیاد نیستند.[۲۱]در واقع نگاه اسلام در احكامی همانند سنگسار پیشگیری از گرفتاری جامعه به عواقب جبران‎ناپذیر رواج این عمل ناپسند است.

در پاسخ به این کلام مقاله‌ی مورد نقد که شریعت اسلام چگونه می‌تواند جهان پرفحشای امروز را کنترل کند، نیز باید گفت اسلام با منطق محکم خویش راه را نموده و اصولی که برای ادراه زندگی فردی و اجتماعی بشر لازم بوده را ارائه کرده است و اگر می بینیم جهان امروز غرق در شهوت‎پرستی است برخی به دلیل دوری از آموزه‎های ناب اسلام بوده است و برخی به دلیل عدم حاکمیت مقامی الهی و معصوم.

نتیجهگیری

اسلام، در زنا و دیگر جرایم عفافی، شرایطی را بیان می­کند که نشان می­دهد هدف، بیش‏تر تهدید به مجازات است تا اجرای مجازات. حد سنگسار، از این دست مجازات­ها می­باشد. مجازات­هایی مانند سنگسار، هر چند سنگین به نظر می‎رسند ولی اسلام راه­های اثبات آن را چنان محدود کرده است که عملاً بسیار به ندرت اتفاق می­افتد.در عین حال، وحشت از آن به عنوان یک عامل بازدارنده قوی و مؤثر روی افراد منحرف اثر خود را خواهد گذاشت.

 

نویسنده: سید مهدی صالحیان

كتابنامه

قرآن

نهج‌البلاغه

۱) امام خمینی، سید روح‌الله؛ ترجمه تحریر‌الوسیله، سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دارالعلم، ۱۳۸۶ش، چاپ چهارم.

۲) جعفریان، رسول؛ تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۸۰ش، چاپ اول.

۳) حجتی اشرفی، غلامرضا؛ مجموعه‌ی قوانین اساسی – مدنی، تهران، انتشارات کتابخانه‌ی گنج دانش، ۱۳۷۱ش، چاپ اول.

۴) شیخ حر عاملی، محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسین؛ وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ ق، چاپ اول.

۵)علامه کاشف الغطاء؛ تحریر المجله، قم، مکتبة الفیروز آبادی، بی تا.

۶) محمدی رى‏شهرى، محمد؛ دانشنامه امیرالمؤمنین علیه‎السلام، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۶ش، چاپ اول.

۷) محمدی گیلانی، محمد؛ حقوق کیفری در اسلام، تهران، انتشارات المهدی، بهمن ۱۳۶۱، چاپ اول.

۸) مكارم شیرازى، ناصر [و همکاران]؛ تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش.

[۱]. تحریر المجله، مقدمه ج ۵٫

[۲]. مجموعه‌ی قوانین اساسی – مدنی، ص۱۵٫

[۳]. سوره نساء: آیه ۵۹٫

[۴]. سوره نساء: آیه ۸۰٫

[۵]. سوره نحل: آیه ۴۴٫

[۶]. سوره جمعه: آیه ۲٫

[۷]. برای آگاهی بیشتر به کتب «اسلام و عقائد بشری» (فصل مسیحیت) و همچنین «تحلیلی در آئین یهود و مسیحیت» نوشته علامه نوری مراجعه کنید.

[۸]. تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، ج۱، ص۳۷۳٫

[۹]. تحریر الوسیله، ج۴، ص۳۴۲ – ۳۴۵٫

[۱۰]. برای مطالعه بیشتر در این باب به جلد چهارم تحریرالوسیله مبحث حدود مراجعه نمایید.

[۱۱]. ترجمه تحریرالوسیله، ص ۳۲۷-۳۲۸-۳۲۹٫

[۱۲]. وسائل الشيعة، ج

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *