پیشگویی های نوستراداموس علیه ایران و کشورهای اسلامی

4546

(بسم الله الرحمن الرحیم )

 

ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و اهل  فرانسه  بوده که در قرن ۱۶ میلادی می زیسته است. نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست بوده است.  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب ۱۰ سانتوری یا ۱۰ (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل ۱۰۰۰ عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشد.

 

میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور ما از « فریبکارترین پیشگوی تاریخ » این نیست که همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

 

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- نوستراداموس بدون هیچ شکی یهودی الاصل و کابالیست  بوده است. همان طور که قبلاً ذکر شد، کابالا تعالیمی کاملاً الحادی است و با ذات ادیان الهی تناقض دارد. حضور نوستراداموس در گروه های کابالایی به عنوان یک عضو معروف و قدرتمند، نشان می دهد که وی تا چه اندازه در بین کابالایی های همزمانش ارج و قرب  داشته  است.  مطمئناً  این  ارج  و قرب بی دلیل نبوده و احتمالاً به دلیل خدمات وی به کابالا از طریق پیشگویی هایش بوده است.

 

ذکر کابالیست بودن نوستراداموس در دو منبع مختلف. منابع بی شمار دیگری نیز در این زمینه وجود دارند.

 

البته بعضی از طرفداران نوستراداموس ممکن است بگویند که وی انسانی کاملاً مذهبی و خداترس بوده و حتی در نامه اش به پسرش این مطلب را به وضوح بیان کرده است. اما این گفته درست نمی باشد؛ زیرا امروزه نیز افراد فاسدی چون جرج بوش برای کسب مشروعیت، خود را به عنوان فردی مذهبی معرفی می کنند؛ این در حالی است که عضویت جرج بوش در گروه ماسونی و شیطانی (Skull & Bones) گوش فلک را نیز کر کرده است. بنابراین، ادعای نوستراداموس در نامه به پسرش نیز فریبی بیش نیست؛ زیرا عضویت وی در کابالا، هر گونه ادعایی را در مورد مذهبی بودن وی باطل می کند.

از سوی دیگر، اذعان به جادوگری و کفر به خداوند متعال در زمان نوستراداموس  (قرن ۱۶ میلادی)  مطمئناً  خطرناک بوده  و  به  مرگ  او می انجامیده است. بنابراین اگر نوستراداموس کافر بوده است، در نامه اش  به  پسرش، نمی توانسته اعتقاد قلبی به کفر و جادوگری را مستقیماً ذکر کند. (البته کاملاً مشخص نیست که واقعاً نامه ی مذکور، نامه ای حقیقی است یا خیر؟)

 

۲- بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس در رابطه با آخرالزمان بوده است و در این پیشگویی ها، مطالب فراوانی وجود دارند که از مسلمانان (به خصوص ایرانیان) چهره ای خشن و جنگجو ساخته اند و منجی مسلمانان (حضرت مهدی (عج) را انسانی جنگ طلب معرفی کرده اند. در واقع بسیاری  از  پیشگویی های  نوستراداموس،  با  لحنی  هشدارگونه  بیان شده اند و هدف از آن ها ایجاد ترس و تکاپو در دل غربی ها بوده تا آن ها خود را برای مقابله با این موج اسلامی آماده کنند.

 

نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر ملاحظه می فرمایید:

نمونه هایی از پیشگویی های نوستراداموس, که در آن ها مسلمانان را خشن و جنگ طلب معرفی کرده است.

 

۳- استفاده ی   فراوان   کشورهای ماسونی   (آمریکا   و   اسراییل)   از پیشگویی های نوستراداموس بر علیه مسلمانان و ایرانیان، خود گواه دیگری بر این حقیقت است که نوستراداموس کابالیست، با پیشگویی های   فریبنده اش راه را برای کابالیست ها ی جدید (فراماسون ها) باز کرده و به آن ها در رسیدن به اهداف شیطانی آخرالزمانیشان کمک کرده است؛ چرا که اهداف فراماسون ها و تلاش آن ها برای به دست گیری قدرت جهان، همان اهدافی بود که قبل از آن ها کابالیست ها و شوالیه های معبد دنبال می کردند.

لازم به ذکر است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کتاب ها و فیلم های زیادی درباره ی پیشگویی های نوستراداموس نوشته شده که فیلم  معروف « مردی که آینده (فردا) را دید » از  آن  جمله  است.  در  این فیلم ها، به کرات از مسلمانان و ایرانیان به عنوان انسان های خطرناک یاد شده است.  یقیناً  با  این  ترفند،  سران ماسونی  قصد  دارند  تا  مردم مغرب زمین را از اسلام و ایران بترسانند و از آن ها برای انجام اهداف شیطانیشان کمک بگیرند.

 

حال که به اهداف شیطانی پیشگویی های نوستراداموس پی بردیم، بهتر است پیرامون صحت و سقم این پیشگویی ها نیز بحث کنیم. در مورد صحت این پیشگویی ها می توان گفت که:

۱- بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس مبهم بوده و می توان از آن معانی مختلف و حتی متضاد استنباط کرد. اکثر پیشگویی های نوستراداموس از این دسته بوده و مبهم می باشند و بدین ترتیب قابل استناد نیستند.

۲- با وجود پیشگویی های مبهم فراوان در بین پیشگویی های نوستراداموس، در بعضی قسمت ها که وی صریح سخن گفته است، اشتباهات فاحشی در پیشگویی هایش مشهود است. برای نمونه به پیشگویی زیر توجه فرمایید:

 

 

در این پیشگویی،  نوستراداموس  پیشگویی می کند  که  رود  سلتیک : Rhine) راین) تا زمان نجومی خاصی (که دقیقاً بر سال ۲۰۰۶ میلادی منطبق  است)،  مسیر  خود  را  تغییر  داده  و  دیگر  از شهر  آگریپینا (شهر Cologne : کلن امروزی) رد نمی شود.(۲۷۷) اما این پیشگویی کاملاً غلط بوده و در حال حاضر که سال ۲۰۰۷ میلادی است، رود راین دقیقاً از وسط شهر کلن عبور می کند و کماکان در مسیر سابق خود جاری است. تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google Earth برداشته شده است، این مطلب را به وضوح نشان می دهد:
همان طور که مشاهده می فرمایید, بر خلاف پیشگویی نوستراداموس , حتی در حال حاظر که در سال ۲۰۰۷ میلادی هستیم و سال ۲۰۰۶ میلادی را پشت سر گذاشته ایم, کماکان رود راین مسیر خود را تغییر نداده و کماکان از شهر کلن آلمان می گذرد.

 

 

۳- پیشگویی های بسیاری نیز در کتب و سایت های اینترنتی وجود دارند و منتسب به نوستراداموس هستند،  اما  هیچکدام از آن ها  در  بین پیشگویی های نوستراداموس یافت نمی شوند! بسیاری از این مطالب یا به کلی جعلی هستند و یا بخشی از عبارت آن ها جعل شده است. البته تعداد کمی از این دسته پیشگویی ها نیز وجود دارند که عمداً به صورت غلط ترجمه و تفسیر شده اند. در زیر به چند نمونه ی مهم از این گونه پیشگویی ها اشاره می کنیم:

  1. A) پیشگویی زیر، یکی از پیشگویی های  معروف نوستراداموس می باشد   که طرفداران نوستراداموس، آن را به واقعه ی ساختگی ۱۱ سپتامبر ارتباط می دهند:

 

این قطعه از پیشگویی های نوستراداموس، سر و صدای زیادی به پا کرده  است  و  عده ی  زیادی  از  نویسندگان،  آن  را از  شاهکارهای  نوستراداموس دانسته و  ادعا می کنند که این قطعه کاملاً با حادثه ی ۱۱ سپتامبر ارتباط دارد و نوستراداموس توانسته است این واقعه را پیشگویی کند. این افراد می گویند که نوستراداموس توانسته است مدار محل وقوع حادثه (مدار شهر نیویورک) را نیز حدس بزند! متاسفانه در مقالات فارسی نیز سهواً این سخن نادرست به چشم می خورد.

اما باید بگوییم که مطالب گفته شده، کاملاً غلط می باشد. در رد ادعای بالا، می توان به نکات زیر اشاره کرد:

(a اولین نکته ی مهمی که می توان به آن اشاره کرد، این است که مدار ۴۵ درجه به هیچ عنوان مدار شهر نیویورک نیست، بلکه مدار شهر نیویورک در حدود ۴۱ درجه است. بنابراین مدار نامبرده در سانتوری نوستراداموس، به هیچ عنوان با مدار شهر نیویورک مطابقت ندارد.

تصویر  ماهواره ای  زیر  که  از  برنامه ی Google Earth برداشته شده است، مدار واقعی شهر نیویورک را به وضوح نشان می دهد:

 

موقعیت جغرافیایی شهر نیویورک در تصاویر ماهواره ای . همان طور که در پایین و سمت چپ تصویر (فلش) دیده می شود, موقعیت جغرافیایی این شهر حدودا در مدار ۴۱ درجه ی عرض جغرافیایی شمالی واقع شده است.

 

البته دستگاه شیطانی فراماسونری که از پیشگویی های نوستراداموس در جهت منافع خویش بهره برداری می کند، بر آن شد تا این اشتباه واضح را  به  نحوی  توجیه  کند؛  بدین ترتیب  که بعد از مشخص شدن اشتباه مذکور، حامیان پیشگویی های نوستراداموس اعلام کردند که  منظور از  (۴۵) درجه  در  سانتوری  نوستراداموس، ۴۰ و ۰٫۰۵ (۴۰٫۰۵) درجه  و  یا ۴۰ و ۰٫۵ (۴۰٫۵) می باشد و این عدد نیز تقریباً مختصات نیویورک است!(۲۸۰) )عده ای دیگر نیز اعلام کردند  که منظور نوستراداموس از (۴۵) درجه، منطقه ای بین (۴۰) و (۴۵) درجه بوده است! همان طور که ملاحظه می فرمایید، این توجیهات کاملاً غیر منطقی بوده و به راحتی رد می شوند.

بعضی از دلایل رد این توجیهات عبارتند از:

۱- نیویورک یک شهر بزرگ است و مختصات یک شهر بزرگ به هیچ عنوان درمحدوده ی صدم (۰٫۰۱) و دهم (۰٫۱) نمی گنجد؛ زیرا این شهرها محدوده ی وسیعی دارند. برای مثال، محدوده ی شهر نیویورک بین (۴۰٫۴۸) درجه تا (۴۰٫۸۸) درجه ی شمالی عرض جغرافیایی واقع شده است و محدوده ی این شهر در مقیاس صدم، فقط یک نقطه نیست. نکته ی جالب تر این که، حتی محل ساختمان سازمان تجارت جهانی در نیویورک (که در حادثه ی ۱۱ سپتامبر ویران شد) نیز در مدار (۴۰٫۷۰) درجه ی شمالی قرار دارد و با اعداد (۴۰٫۵) درجه و (۴۰٫۰۵) درجه مطابقت ندارد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور  از  (۴۵) درجه در سانتوری  نوستراداموس، ۴۰ و ۰٫۰۵ (۴۰٫۰۵) درجه  و یا ۴۰ و ۰٫۵ (۴۰٫۵) می باشد، غلط است؛ چرا که محدوده ی شهر ها (به خصوص شهر های بزرگی همچون نیویورک)،   در   مقیاس  صدم (۰٫۰۱) و  دهم ۰٫۱))درجه نمی گنجد.

۲- در پیشگویی های نوستراداموس، مدار شهرهای دیگری نیز ذکر شده اند که هیچکدام از آن ها اعداد اعشاری ندارند. بنابراین در اینجا  نیز  انتظار  نمی رود  که  درجه ی  ذکر  شده  برای « شهر جدید »، عددی اعشاری باشد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور از  (۴۵) درجه در سانتوری  نوستراداموس، ۴۰ و ۰٫۰۵ (۴۰٫۰۵) درجه  و  یا ۴۰ و ۰٫۵ (۴۰٫۵) می باشد، غلط است.

۳- نحوه ی ذکر عدد (۴۵) در این قطعه ی سانتوری مذکور، به قدری واضح است که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارد و به هیچ عنوان عدد یاد شده، عدد (۴۰٫۰۵) یا (۴۰٫۵) را به ذهن متبادر نمی سازد. از سوی دیگر نحوه ی بیان عدد (۴۵) در این سانتوری به قدری گویا است که هیچ گاه نمی توان از آن، عبارت منطقه ای  بین  مدار  (۴۰) و  (۴۵) درجه  را  استنباط  کرد. بدین ترتیب، هم ادعای کسانی که می گویند منظور از (۴۵) درجه در سانتوری نوستراداموس، ۴۰ و ۰٫۰۵ (۴۰٫۰۵) درجه و یا ۴۰ و ۰٫۵ (۴۰٫۵) می باشد، و هم ادعای افرادی که می گویند منظور  نوستراداموس از (۴۵) درجه، منطقه ای بین (۴۰) و (۴۵) درجه است، اشتباه می باشد.

ذکر یک نکته: ذکر این نکته حائز اهمیت است که اختلاف بین (۴۱) درجه  و  (۴۵) درجه ی  عرض  جغرافیایی  کم  نیست  و در  حدود ۴۸۰ کیلومتر می باشد. بدین ترتیب نمی توان شهر جدید ذکر شده در قطعه ی ۹۷ سانتوری ۶ نوستراداموس را که در مدار (۴۵) درجه واقع شده است، همان شهر نیویورک دانست؛ زیرا نیویورک که در مدار ۴۱ درجه واقع شده است، حدود ۴۸۰ کیلومتر با مدار (۴۵) درجه فاصله دارد.

 

(bمطلب مهم دیگری که نشان می دهد قطعه ی ۹۷ سانتوری ۶ نوستراداموس شباهتی به واقعه ی ۱۱ سپتامبر ندارد، این است که شهر جدیدی که نوستراداموس از آن نام می برد، نیویورک نیست؛ بلکه احتمالاً منظور او از « شهر جدید » یا « شهر نوین »، شهر (Villeneuve-sur-Lot) در فرانسه و یا شهر (Villanova d’Asti) در ایتالیا می باشد. زیرا شهر (Villeneuve-sur-Lot) در مدار (۴۴٫۵) درجه، و شهر (Villanova d’Asti) دقیقاً در مدار (۴۵) درجه واقع شده است. البته شهر های مذکور به نسبت شهر های کوچکی هستند و می توان آن ها را در محدوده ی کوچکی از عرض جغرافیایی جای داد و مانند نیویورک محدوده ی وسیعی ندارند. به همین دلیل است که در مورد آن ها محدوده ی وسیعی از عرض جغرافیایی را ذکر نکردیم. نکته ی مهم این که این شهر ها در زمان نوستراداموس نیز وجود داشتند و با محل زندگی وی که کشور فرانسه بوده است، فاصله ی چندانی نداشتند. بنابراین احتمالاً منظور نوستراداموس از شهر جدید، یکی از این دو شهر بوده است.

 

همچنین بسیار جالب است که بدانیم عبارت (Ville neuve) در زبان فرانسوی به معنای شهر جدید، و (Villa nova) نیز به  همین  معنا می باشد که این مطلب نیز احتمال اشاره ی نوستراداموس به این دو شهر را بالا می برد.(۲۸۴)

 

در تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google earth گرفته شده است، شما می توانید تصاویر دو شهر مذکور و موقعیت جغرافیایی آن ها را مشاهده کنید: (تصویر اول مربوط به شهر (Villeneuve-sur-Lot) در کشور فرانسه، و تصویر دوم مربوط به شهر (Villanova d’Asti) در کشور ایتالیا می باشد.)

 

تصویر ماهواره ای شهر (Villanova d’Asti) در مدار (۴۵) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی

 

(c سومین  نکته ای  که  ارتباط  قطعه ی ۹۷ سانتوری ۶ را  با واقعه ی ۱۱ سپتامبر رد می کند، این است که در این قطعه ی نوستراداموس، گفته  شده  که  « آتش به شهر جدید نزدیک می شود »،  اما  در واقعه ی ۱۱ سپتامبر، آتش به برج های دوقلو نزدیک نشد، بلکه دو هواپیما به برج های مذکور  نزدیک  شدند و باعث  آتش گرفتن برج ها  شدند. این مطلب نیز، تاییدی بر عدم ارتباط این قطعه ی سانتوری مذکور با پیشگویی های نوستراداموس است.

بدین ترتیب  همان طور  که  دیدیم،  حادثه ی  ساختگی  و  دروغین ۱۱ سپتامبر به هیچ عنوان قابل انطباق با پیشگویی نوستراداموس نیست. در واقع این تعبیر و تفسیر غلط از (سانتوری ۶ – قطعه ی ۹۷) به صورت عمدی ارایه شده و هدف از ترویج آن در کتب و سایت های مختلف، این است که نوستراداموس را پیشگوی بزرگی معرفی کنند و از این حربه بهره گیرند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراداموس را که در آن ها مسلمانان به عنوان انسان های جنگ طلب و خونخوار معرفی گردیده اند، واقعی جلوه دهند.

(A از جمله گزافه گویی های دیگر در مورد حادثه ی ساختگی ۱۱ سپتامبر، ترجمه و تفسیر غلط قطعه ی زیر است که عمدی می باشد:

 

 

دستگاه شیطانی فراماسونری و طرفداران نوستراداموس، برای پیشبرد اهداف شیطانی خود ادعا کرده اند  که  این پیشگویی  نوستراداموس  مربوط  به  واقعه ی ۱۱ سپتامبر است! حتی آنان گفته اند که منظور از کلمه ی (Tour) در قطعه ی مذکور، همان (Tower) یا (برج) در زبان انگلیسی است. بنا به ادعای آنان، این قطعه بیان می کند که برج در طی حمله ای آتش می گیرد و منظور از این برج، همان برج سازمان تجارت جهانی نیویورک است!

این ادعای سفیهانه به سهولت رد می شود. زیرا دو ساختمانی که در این قطعه از آن ها نام برده شده است Tour D’Aigues ) و ( Ansouis، قلعه هایی کاملاً قدیمی و شناخته شده هستند که در نزدیکی شهر (Pertuis) در  کشور  فرانسه  واقع شده اند و از یکدیگر ۸ کیلومتر فاصله دارند. پیشگویی نوستراداموس نیز پیرامون همین قلعه ها است. نکته ی جالب این که پیشگویی نوستراداموس در مورد این قلعه ها نیز هنوز که هنوز است، به حقیقت نپیوسته است. بنابراین  پیشگویی قطعه ی مذکور نه تنها به حادثه ی ۱۱ سپتامبر ربطی ندارد، بلکه در مورد قلعه های فرانسوی نیز به حقیقت نپیوسته است!  تصویر دو قلعه ی مذکور را در زیر می بینید:

 

عکس راست: قلعه ی Tour D’Aigues
عکس چپ: قلعه ی Ansouis

موقعیت قلعه های Tour D’aigues , Ansouis و شهر Pertius

 

ذکر یک نکته ی مهم: پیشگویی فوق، در سانتوری های دهگانه ی نوستراداموس وجود ندارد؛ بلکه در دوبیتی های ضمیمه ی نوستراداموس یافت می شود. بعضی از کتب و سایت ها، دوبیتی های فوق را سانتوری های ۱۱ و ۱۲ می نامند.

(C پیشگویی دیگر نوستراداموس که به ۱۱ سپتامبر ارتباط داده می شود، پیشگویی زیر است:

 

در سایت های اینترنتی فراوانی، قطعه ی فوق را به عنوان یکی از پیشگویی های ۱۱ سپتامبر معرفی کرده اند. نکته ی جالب این که در سایت های  مذکور،  مصرع  دوم  قطعه ی  فوق،  عمداً  غلط  ترجمه شده  است.  بدین ترتیب  که  در  این  سایت ها  عبارت  فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) را به صورت عبارت انگلیسی (.Will cause the towers around the New City to shake) ترجمه کرده اند که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب خواهد شد تا برج های اطراف شهر جدید بلرزند.). اما همان طور که در بالا  دیدیم، عبارت فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) به صورت عبارت انگلیسی (Will cause tremors around the New City. ( ترجمه می گردد که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب لرزش در اطراف شهر جدید خواهد شد.). نکته ی جالب این که در قطعه ی سانتوری نوستراداموس و ترجمه ی صحیح آن، اصلاً کلمه ی برج (Tower) وجود ندارد و به نظر می رسد که سایت ها ی اینترنتی تحت اختیار ماسون ها به صورت عمدی و مغرضانه کلمه ی برج را در ترجمه ی خود به کار برده اند.

 

نکته ی دیگر این که  منظور  از  شهر جدید در  قطعه ی  مذکور سانتوری های  نوستراداموس،  شهر  نیویورک  نیست؛  بلکه منظور  از  آن،  یکی  از  دو  شهر (Villeneuve-sur-Lot) در  فرانسه  و یا  شهر (Villanova d’Asti) در ایتالیا می باشد.

از سوی دیگر در مصراع اول این قطعه، ذکر شده است که آتش از مرکز زمین، سبب لرزش شهر جدید می شود؛ حال آن که در ۱۱ سپتامبر، هواپیما ها از آسمان باعث خرابی برج های سازمان تجارت جهانی شدند که این مسأله نیز دروغ بودن ادعاهای سایت های مذکور را نشان می دهد.

(D در مورد ۱۱ سپتامبر، پیشگویی های جعلی نیز وجود دارند که اصلاً نوستراداموس  در  کتاب های خود به  آن ها کوچکترین  اشاره ای  هم نکرده است. نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر می بینید:

پیشگویی فوق، کاملاً جعلی بوده و نوستراداموس حتی کوچکترین اشاره ای به آن نکرده است. پیشگویی مذکور در E-Mail ها و سایت های بسیاری آمده است، اما نه در سانتوری ها وجود دارد و نه در سایر کتب نوستراداموس. جالب تر این که سال سرودن این قطعه، سال ۱۶۴۵ ذکر شده است؛ این در حالی است که نوستراداموس در یک قرن پیش از آن تاریخ زندگی می کرده و در سال ۱۶۵۴ در حدود ۱۵۰ سال سن داشته است!

(E یکی دیگر از پیشگویی های جعلی منتسب به نوستراداموس را نیز در زیر می بینید:

 

این  پیشگویی  نیز  کاملاً  جعلی  بوده  و  حتی  مشابه  آن  نیز  در پیشگویی های نوستراداموس وجود ندارد!

(F بجز  پیشگویی های  فوق  که  به  حادثه ی ۱۱ سپتامبر  ارتباط  داده شده اند، پیشگویی های دیگری نیز وجود دارند که معروف می باشند. از جمله ی این پیشگویی ها می توان به پیشگویی اشاره کرد که بنا به ادعای طرفداران و حامیان نوستراداموس، خبر از آمدن هیتلر می دهد. ابتدا بهتر است که نگاهی به این پیشگویی بیندازیم:

 

قطعه ی فوق یکی از مهمترین قطعاتی است که توسط حامیان و طرفداران نوستراداموس تبلیغ می شود، و دلیل آنان بر صحت پیشگویی نوستراداموس، این است که در این قطعه هم کلمه ی (Hister) وجود دارد که مشابه هیتلر است و هم به آلمان اشاره شده است!

اما در رد این ادعاها دلایل محکمی وجود دارند:

  1. a) این سانتوری عاقبت (Hister) را زندانی شدن  در  قفس  آهنین دانسته است، حال آن که همه می دانیم که هیتلر و معشوقه اش اوا براون، در روز پیروزی متفقین خودکشی کرده اند؛ بنابراین این پیشگویی ارتباطی به هیتلر ندارد.
  2. b) در   مورد   کلمه ی ((Hister باید گفت  که   این   کلمه   در نسخه های  مختلفی  که  از  پیشگویی های نوستراداموس  وجود  دارند،  به   اشکال  مختلفی  ذکر  شده  است.  برای مثال  در  کتاب (The Complete Prophecies of Nostradamus by Henry C. Roberts) لغت (Ister) ذکر  شده  است  که  نام  لاتین  رودخانه ی  دانوب می باشد. و اتفاقاً بخش  ابتدایی  این  رودخانه در  آلمان  واقع شده است. از سوی  دیگر  در  بعضی  از  کتب،  از  جمله  در  کتاب (The Prophecies of Nostradamus by Erika Cheetham) در قطعه ی مذکور  سانتوری های نوستراداموس،  کلمه ی (Hister) ذکر شده است.  نکته ی دیگر این که در ابتدای کتاب دوم، مولف  ادعا کرده است که خود نوستراداموس به احتمال زیاد از کلمه ی (Hitler) استفاده کرده است! به همین دلیل در این کتاب، در کنار لغت (Hister)، کلمه ی (Hitler) نیز  به  کار  رفته  است.  از  این توضیحات می توان نتیجه گرفت که کتاب پیشگویی های نوستراداموس، در طول تاریخ مورد دستکاری واقع شده و کشورهای اروپایی و آمریکا هر جا که لازم بوده، با توجه به منافعشان متن آن را تغییر داده و بنا به میل خود تفسیر کرده اند. برای مثال، مولف کتاب دوم (Erika Cheetham) که انگلیسی است، بی شک به نفع انگلیسی ها و به ضرر آلمانی ها قلم زده و به جای (Hister)، (Hitler) نوشته است.

البته در مورد هیتلر پیشگویی های زیادی وجود دارند که با توجه به حجم مطالب، از ذکر آنان خودداری می کنیم؛ اما تقریباً همه ی آنان نیز به نحو مشابه رد می شوند.

(G آخرین پیشگویی  که  در  این جا بررسی می کنیم،  پیشگویی  بسیار معروفی است که طرفداران نوستراداموس و حامیان او ادعا می کنند در آن به حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب ایران اشاره شده است.

این پیشگویی، بارها از سوی رسانه های غربی مطرح شده است و این رسانه ها به وسیله ی آن، رشد ایران را برای غرب، خطرناک جلوه داده و بدین وسیله اهداف استعماری خود را توجیه می کنند. این خبرگزاری ها با ادعایشان مبنی بر این که پیشگویی مزبور یکی از چندین پیشگویی صحیح! نوستراداموس درباره ی ایران و اسلام است، تلاش می کنند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراموس درباره ی ایران و اسلام را به خورد مخاطبان غربی خود بدهند تا بدین وسیله از حمایت آنان در مبارزه با اسلام و ایران برخوردار شوند.

متأسفانه در داخل سرزمین های اسلامی و حتی کشور عزیزمان ایران، عده ای از برادران عزیز مسلمان، فریب خورده و با نیت خیر اما با روش اشتباه، سعی می کنند که این پیشگویی را دلیل بر حقانیت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران بدانند؛ حال آن که صحه گذاشتن بر این پیشگویی نادرست، تنها به سود دشمنان غربی است، نه انقلاب اسلامی؛ زیرا با درست دانستن این پیشگویی ها، در واقع به اهداف فراماسون ها مشروعیت می بخشیم و نادانسته راه آنان را برای رسیدن به هدف پلیدشان (که همانا ترساندن مردم جهان از اسلام و ایران است)، هموار می کنیم.

بعد از توضیحات مقدماتی، بهتر است به پیشگویی مذکور بپردازیم. متن این پیشگویی به صورت زیر است:

 

 

علیرغم ظاهر فریبنده ای که قطعه ی فوق از آن برخوردار است، تفاوت بسیار زیادی بین توصیفات آن و واقعیات انقلاب اسلامی ایران وجود دارد:

(a در قطعه ی فوق از پیشگویی های نوستراداموس، ذکر شده است که رسوایی شاه به وسیله ی پایانی انجام می شود که آغاز آن از فرانسه بوده است. این مطلب مسلماً اشتباه می باشد؛ زیرا حرکت انقلابی و اسلامی ملت ایران که در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به پیروزی رسید، آغازش از شهر قم و سال ۱۳۴۲ هجری شمسی بوده است.  در واقع حرکت انقلابی – اسلامی مردم ایران، به دنبال سخنرانی های روشنگرانه ی امام خمینی (ره) در شهر قم و سپس دستگیری ایشان در سال ۱۳۴۲ همان سال آغاز شد.  ملت غیور  ایران  به  نشانه ی  اعتراض  به  دستگیری  حضرت امام (ره)، در ۱۵ خرداد همان سال (۱۳۴۲ شمسی) قیام کردند که این قیام، توسط رژیم سفاک سابق به خاک و خون کشیده شد.

بنابر نظر اکثر مورخین، وقایع سال ۱۳۴۲، به خصوص سخنرانی های امام (ره) در سال ۱۳۴۲ و قیام ۱۵ خرداد همان سال، آغاز حرکت انقلاب  اسلامی  ایران  بوده  است؛  زیرا  که  قبل  از  آن  سال، حرکت هایی که بر ضد نظام ستمشاهی انجام می شدند یا جنبه ی صرفاً ملی داشتند و یا همچون توده ای ها در اختیار عوامل بیگانگان بودند. بنابراین حرکت ملت ایران در سال ۱۳۴۲ شمسی به دنبال سخنرانی های امام (ره)، که بیشتر جنبه ی مذهبی و کمتر جنبه ی ملی داشت را به جرأت می توان سرآغاز انقلاب اسلامی ایران دانست. بدین ترتیب آغاز انقلاب ایران از قم بوده است، نه فرانسه؛ و این پیشگویی نوستراداموس را نمی توان به امام خمینی (ره) و انقلاب ایران ارتباط داد.

البته بعضی از عزیزان و بزرگواران مسلمان، اشتباه کرده و قطعه ی مذکور سانتوری نوستراداموس را به صورت غلط ترجمه کرده اند. در زیر  یکی  از  این  ترجمه ها  را  مشاهده  می کنید  که  این ترجمه،  از  کتاب  فارسی  « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »  اقتباس شده است:

 

 

همان طور که مشاهده می کنید، مصراع سوم قطعه ی فوق، به صورت عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود.) ترجمه شده است. این اشتباه در ترجمه باعث اشتباه بیشتر مترجم و نویسنده ی کتاب مذکور و خوانندگان شده است. هر چند که این ترجمه ی اشتباه نیز به سهولت رد می شود. زیرا:

۱) عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود)، از نظر دستور زبان صحیح نیست؛ زیرا پایان هر کاری در یک لحظه اتفاق می افتد و چنین نیست که پایان کارها طول بکشد. به همین  دلیل در زبان انگلیسی، فعل (پایان دادن : Finish)، هیچ گاه (ing) نمی گیرد و نمی توان این فعل را به صورت ممتد (Finishing) به کار برد. زیرا (Finish) به معنای پایان دادن است و پایان دادن در یک لحظه بوده و نمی تواند امتداد داشته باشد. بدین ترتیب عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود) که در ترجمه ی کتاب مذکور آمده است، صحیح نمی باشد.

۱) حتی اگر قوانین دستور زبان را نادیده بگیریم، باز این مطلب که بگوییم پایان حرکت انقلابی ایران از فرانسه آغاز شده است، صحیح نمی باشد. زیرا امام خمینی (ره) در مهر ماه سال ۱۳۵۷ به پاریس هجرت کردند، اما قیام های پی در پی مردم ایران در سال ۱۳۵۷، از قبل از مهر ماه آغاز شده بود. برای مثال قیام خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، در شهریور ماه که امام خمینی (ره) هنوز در عراق بودند، شکل گرفت و به عنوان نقطه ی شروعی برای قیام های پیاپی سال ۱۳۵۷ بود  که  سرانجام  این  قیام ها به پیروزی  انقلاب  اسلامی  ایران  انجامید. بنابراین  آغاز  آخرین قیام های منجر به انقلاب، نیز در سال ۱۳۵۷ در زمانی شکل گرفت که امام خمینی هنوز در عراق بودند. بدین ترتیب فرانسه در این مورد نیز سهمی ندارد.

از سوی دیگر اگر به صورت دقیق تر به رویداد های انقلاب بنگریم، حرکت نهایی انقلاب اسلامی ایران، از سال ۱۳۵۶ آغاز شد که در دی ماه این سال، مردم سراسر ایران به صورت یکپارچه و به منظور اعتراض به مقاله ی توهین آمیز روزنامه ی اطلاعات، قیام کردند که این قیام در قم به خاک و خون کشیده شد. قیام مذکور، سرآغاز یک سری قیام های زنجیره ای در کشور بود که هر کدام از این قیام ها به مناسبت بزرگداشت چهلم شهدای قیام قبلی انجام می شدند. دامنه ی این قیام ها بدین ترتیب به سال ۱۳۵۷ نیز کشیده شد که در این سال، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. بدین ترتیب اگر از این زاویه نیز به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، باز هم خواهیم دید که حرکت نهایی انقلاب اسلامی، از قم و در زمان حضور امام در عراق (نجف) شروع شده است، نه فرانسه.

با توجه به توضیحات بالا درمی یابیم که حرکت های پایانی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، قبل از مهر ماه ۵۷ و در زمانی شکل گرفت که امام خمینی (ره) هنوز در نجف بودند؛ ایشان بعد از این وقایع و در مهرماه به فرانسه هجرت کردند؛ بنابراین فرانسه حتی آغازگر  حرکت های  پایانی  انقلاب  نیز  نبوده  است.  بدین ترتیب می توان گفت که قطعه ی ۷۰ سانتوری ۱ نوستراداموس با واقعیات انقلاب اسلامی ایران، تفاوت زیادی دارد و نمی توان آن را به انقلاب ارتباط داد.

  1. b) در کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، ترجمه ی مصراع چهارم (و از سوی یک کاهن است که در جای دوری نشسته است)، نیز کاملاً غلط می باشد. زیرا کلمه ی (Augure) که در پیشگویی نوستراداموس به زبان فرانسه آورده شده است، معانی متعددی دارد که از جمله ی آن ها می توان به کاهن، پیشگو، فال،  نشانه و … اشاره کرد. متاسفانه مترجم کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، (Augure) را به معنای کاهن گرفته است، حال آن که این تصور کاملاً اشتباه است؛ زیرا معنای  عبارت (Secret Augure) که در متن اصلی سانتوری آمده است، (نشانه ی مخفی) است نه چیز دیگر. در واقع اگر آن را به صورت (کاهن مخفی) ترجمه کنیم، عبارت نامأنوسی خواهد شد و در ضمن، هیچ شباهتی با امام خمینی (ره) که رهبری ملت ایران را آشکارا بر عهده داشتند، نخواهد داشت. نکته ی جالبی که وجود دارد این  است  که مترجم  محترم  کتاب  فارسی  مذکور،  در ترجمه ی مصراع چهارم قطعه ی ۷۰ سانتوری ۱، کلمه ی (secret) را جا انداخته و فراموش کرده است. این در حالی است که ترجمه ی درست مصراع مورد نظر، به صورت ( (این مسأله) نشانه ای مخفی برای کسی است که می خواهد (در جان و مال خود) صرفه جویی کند (خود را محافظت کند) )، می باشد که این ترجمه، در ترجمه های صورت گرفته به زبان انگلیسی نیز وجود دارد و در همه ی آن ها به کلمه ی (secret) توجه شده است.

در  زیر،  چند  ترجمه ی  انگلیسی  از  قطعه ی ۷۰ سانتوری ۱ و ترجمه ی فارسی صحیح آن آورده شده است تا اشتباه ترجمه ای کتاب فارسی « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »، و ترجمه های مشابه آن، آشکار شود:

 

 

ترجمه ی اشتباه کتاب فارسی «تحلیلی بر پیشگویی های نوستراداموس» . (کلمه ی «secret: مخفی » بدون هیچ قرینه ای در ترجمه حذف شده است.)

بنابراین  همان طور  که  ملاحظه  فرمودید، قطعه ی ۷۰ سانتوری ۱ نوستراداموس، با خصوصیات حضرت  امام  خمینی (ره)  و واقعیت های  انقلاب اسلامی ایران، تفاوت های بنیادینی دارد.

متأسفانه یکی از دلایل رواج پیشگویی های نوستراداموس در بین مسلمانان، این است که تعدادی از برادران مسلمان قصد دارند تا از پیشگویی های نوستراداموس در جهت اثبات حقانیت انقلاب و حضرت امام خمینی (ره) استفاده کنند. گر چه نیت این برادران خیر است، اما راهی که اینان رفته اند اشتباه می باشد؛ زیرا این پیشگویی ها را یک کابالیست معروف انجام داده است و همان طور که می دانیم، کابالا مملو از تعالیم الحادی بوده و سرآغاز تشکیل فراماسونری می باشد. حال  با  این  اوصاف چگونه  می توان  به  پیشگویی  یک  کابالیست اعتماد کرد؟

از دیگر نکاتی که نشان می دهد پیشگویی های نوستراداموس یک توطئه است، این است که بسیاری از دول غربی و دشمنان اسلام، از این  پیشگویی ها  به  منظور  تخریب  چهره ی  اسلام و ایران  استفاده می کنند و همواره اسلام و ایران را بزرگترین خطر برای جهان عصر حاضر جلوه می دهند. بنابراین صحه گذاشتن بر این پیشگویی ها به ضرر خود ما است.

گرچه بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس، به خودی خود غلط یا مبهم بوده و به سهولت باطل می شوند. اما با این اوصاف جای تعجب است که چرا بعضی از برادران مسلمان، به هر نحوی که شده پیشگویی های نوستراداموس را به وقایع جهان اسلام پیوند می زنند و حتی در مواردی اشتباهات نوستراداموس را توجیه می کنند!

نکته ی بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که احادیث معتبر بسیاری از معصومین (ع) نقل شده است که در طی آن ها این بزرگواران، وقایع آخرالزمان را پیشگویی کرده اند که بسیاری از این وقایع نیز به صورت بسیار دقیق به حقیقت پیوسته اند؛ اما با این حال، کماکان بسیاری از برادران مسلمان به جای بهره بردن از احادیث معصومین (ع)، برای بررسی  وقایع  آخرالزمان  به پیشگویی های دروغین و توطئه آمیز نوستراداموس می پردازند.

نکته ی بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که احادیث معتبر بسیاری از معصومین (ع) نقل شده است که در طی آن ها این بزرگواران، وقایع آخرالزمان را پیشگویی کرده اند که بسیاری از این وقایع نیز به صورت بسیار دقیق به حقیقت پیوسته اند؛ اما با این حال، کماکان بسیاری از برادران مسلمان به جای بهره بردن از احادیث معصومین (ع)، برای بررسی  وقایع  آخرالزمان  به پیشگویی های دروغین و توطئه آمیز نوستراداموس می پردازند.

به منظور بررسی دقت و صحت احادیث معصومین (ع) در رابطه با حوادث آخرالزمان، یک نمونه از این احادیث را ذکر می کنیم: (شگفت این که در این حدیث،  اوضاع  شهرهای  قم  و  کوفه  در آخرالزمان، به  دقت  بیان شده اند.)

 

در این حدیث، حضرت امام صادق (ع) گوشه ای از اوضاع آخرالزمان را ترسیم می کنند:

و روی بأسانید عن الصادق (ع) أنه ذکر کوفة و قال:

« ستخلو کوفة من المؤمنین و یأزر عنها العلم کما تأزر الحیة فی جحرها، ثم یظهر العلم ببلدة یقال لها قم، و تصیر معدناً للعلم و الفضل حتى لایبقى فی الارض مستضعف فی الدین حتى المخدرات فی الحجال، و ذلک عند قرب ظهور قائمنا، فیجعل الله قم و أهله قائمین مقام الحجة، و لولا ذلک نساخت الارض بأهلها و لم یبق فی الارض حجة، فیفیض العلم  منه  إلى  سائر  البلاد  فی  المشرق و المغرب، فیتم حجة الله على الخلق  حتى  لایبقى  أحد  على  الارض  لم یبلغ إلیه الدین و العلم،  ثم یظهر  القائم  علیه السلام  و  یسیر  سبباً  لنقمة الله و سخطه على العباد، لان الله لاینتقم من العباد إلا بعد إنکارهم حجة. »

 

و با اسناد بسیار از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که کوفه را یاد کردند و گفتند:

« بزودى شهر کوفه از مؤ منان خالى مى گردد و به گونه ای که مار در جایگاه خود فرو مى رود ،علم نیز این چنین از کوفه رخت برمى بندد؛  سپس از شهرى بنام قم آشکار مى شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى گردد. به نحوی که در زمین کسى در استضعاف فکرى بسر نمى برد؛ حتى نوعروسان در حجله گاه خویش؛ و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما به وقوع مى پیوندد. خداوند سبحان، قم و اهلش را براى رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجت مى گرداند. اگر چنین نشود، زمین اهل خودش را فرو مى برد و در زمین حجتى باقى نمى ماند، دانش از این شهر به شرق و غرب  جهان  منتشر مى گردد، بدینسان بر مردم  اتمام حجت مى شود و یکى باقى نمى ماند که دین و دانش به وى نرسیده باشد؛ آنگاه قائم (علیه السلام) ظهور مى کند و ظهور وى باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان مى شود؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گیرد مگر بعد از آن که وجود مقدس حضرت حجت را انکار نمایند. »

همان طورکه ملاحظه فرمودید، حضرت امام صادق (ع) در حدیث فوق، پیشگویی های اعجاب آوری را در مورد وقایع آخرالزمان انجام داده اند که با وجود فاصله ی ۱۳۰۰ ساله، بسیار دقیق و صحیح می باشند. در این حدیث، امام صادق (ع) فرمودند که در آخرالزمان، علم (علوم دینی) از کوفه خارج می شود  و  کوفه  از  مومنین (علمای دین)  خالی می گردد و همزمان علوم دینی به شهری وارد می شود که قم نام دارد؛ و این شهر (قم) به قدری در نشر علوم دینی اهتمام می ورزد که دسترسی به علوم دینی را از تمامی نقاط جهان ممکن می سازد که این امر حجت را بر همه ی مردم جهان، تمام می نماید. به فرموده ی امام صادق (ع)، تمامی  این وقایع در نزدیکی  ظهور حضرت قائم (عج) اتفاق می افتند.

 

با دقت در حدیث مذکور و مقایسه ی آن با اوضاع امروزه ی جهان، به عظمت علم الهی که در نزد معصومین (ع) بوده است، پی خواهیم برد. در این قسمت جا دارد تا به جزییات پیشگویی فوق بپردازیم:

۱) در این حدیث، پیشگویی شده است که در آخرالزمان، علوم دینی از کوفه خارج می شود. اما این مطلب چه مصداقی دارد؟

کوفه شهری بسیار قدیمی است که از قرون اولیه ی هجری وجود داشته است. این شهر، از بخش های مختلفی تشکیل شده است که مهمترین آن ها نجف می باشد. در مورد نجف باید به این نکته اشاره کرد که نجف، شهری جدا از کوفه نیست. در واقع در بسیاری از موارد، به منطقه ی نجف، (نجف کوفه) می گویند. زیرا منطقه ی نجف در منطقه ی مرتفع کوفه واقع شده است و (نجف کوفه) به معنای (منطقه ی مرتفع کوفه) است. بنابراین همان طور که ذکر کردیم، منطقه ی نجف بخشی از کوفه است.

 

حدیثی از امام حسین (ع) ذکر شده است که مطلب فوق را درباره ی منطقه ی نجف تأیید می نماید:

امام حسین (ع) درباره ی حضرت مهدی (عج) فرمودند:
« کأنی أنظر إلى القائم علیه السلام و أصحابه فی نجف الکوفة کأن على رؤسهم الطیر قد فنیت أزوادهم وخلقت ثیابهم، قد أثر السجود بجباههم لیوث بالنهار، رهبان باللیل کأن قلوبهم زبر الحدید، یعطى الرجل منهم قوة أربعین رجلاً  لا یقتل  أحداً  منهم  إلا  کافر  أو  منافق  و قد وصفهم الله تعالى بالتوسم فی کتابه العزیز بقوله “إن ذلک لآیات للمتوسمین”. »

« گویا قائم (عج) و یاران او را می بینم که در نجف کوفه اجتماع کرده و پرندگانی بر سر آنها پرواز می کنند. توشه های آنها کاستی گرفته و جامه های آنان کهنه شده و نشان سجده بر پیشانی آنها نقش بسته است. آنها شیران روز و زاهدان شب هستند. دل هایشان مانند پاره های آهن (محکم و استوار) است؛ و هرکدام توان چهل مرد را دارا هستند. هیچ یک کشته نمی شود مگر به دست کافر یا منافق.  خداوند متعال از آنها با  عنوان اهل  بصیرت  و تیزبینی  یاد کرده است؛ آنجا که می فرماید: “در این (عذاب) برای اهل بصیرت نشانه هایی نهفته است”. »

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، امام حسین (ع) نیز نجف را بخشی از کوفه دانسته اند.

در تصویر ماهواره ای زیر نیز که از برنامه ی(Google Earth) اقتباس شده است، ملاحظه می گردد که نجف بخشی از کوفه می باشد:

 

موقعیت کوفه و نجف اشرف. همان طور که ملاحظه می فرمایید, نجف بخشی از کوفه می باشد. به همین دلیل گهگاه از آن به عنوان (نجف کوفه) یاد می شود.

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید، فاصله ی بین کوفه ی امروزی و نجف نیز بسیار کوتاه و در حد ۲٫۴۵ کیلومتر می باشد.

بعد از بررسی موقعیت جغرافیایی کوفه و نجف، به موقعیت مذهبی شهر نجف در طول تاریخ می پردازیم:

همان طور که می دانیم، حوزه ی علمیه ی نجف اشرف با قدمت چند صد ساله ی خود، همواره به عنوان مهمترین قطب علوم دینی، و بالاخص علوم شیعی مطرح بوده و در طول تاریخ، همواره جایگاه مهمی داشته است. اما با قدرت گیری صدام ملعون در سال های آخر دهه ی ۵۰ هجری شمسی (دهه ی ۷۰ میلادی)، کم کم حوزه ی علمیه ی نجف از علمای دین خالی شد. بدین ترتیب که در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی که صدام رییس شورای انقلاب عراق بود، دستور به اخراج حضرت امام خمینی (ره) داد. امام خمینی (ره) نیز که از طرف رژیم پهلوی در تبعید به سر می بردند و در آن وقت در نجف حضور داشتند، مجبور شدند تا راهی فرانسه شوند. بعد از این قضایا نیز با کسب مقام ریاست جمهوری عراق توسط صدام، شیعیان و  به  خصوص  علمای  شیعه ی  عراق،  تحت  فشار  قرار گرفتند. نتیجه ی این فشارها، شهادت آیت الله سید محمد باقر صدر و خواهرشان در سال ۱۳۵۹ هجری شمسی، شهادت تعداد دیگری از علمای شیعه ی نجف، و محبوس شدن تنها مرجع بزرگ زنده ی عراق یعنی آیت الله سیستانی در خانه شان بوده است. در این بین، تعداد زیادی از علمای نجف از جمله شهید سید محمد باقر حکیم، و همچنین تعداد زیادی از مومنین شیعه ی عراقی مجبور به مهاجرت به کشورهای  دیگر،  به  خصوص جمهوری  اسلامی  ایران  شدند. بدین ترتیب کم کم علوم دینی در نجف به علت فعالیت های صدام ملعون، کم رونق گشت. این مسأله در تمام مدت حکومت ظالمانه ی صدام  در جریان بود.

بعد از اشغال عراق توسط کشورهای غربی، با وجود آزادی آیت الله العظمی سیستانی از حبس خانگی و بازگشت آیت الله سید محمد باقر حکیم به عراق، اوضاع عراق و به خصوص حوزه ی علمیه ی نجف چندان بهبود نیافت. زیرا شهادت تعدادی از علمای اسلام از جمله شهید سید محمد باقر حکیم توسط کشورهای غربی و ایادی آنان از یک سو، و کارشکنی های مکرر اشغالگران از سوی دیگر، باعث شده است تا کماکان حوزه ی علمیه ی نجف نتواند به موقعیت ممتازی که در طی قرون به آن دست یافته بود، بازگردد. در واقع می توان گفت که کوفه و نجف از علما خالی شده و این مطلب چیزی است که حضرت امام صادق (ع) به آن اشاره کرده اند.

۲) در حدیث حضرت امام صادق (ع) ذکر شده است که علم (علوم دینی) به شهری به نام قم منتقل می شود و مردم قم به نحوی در جهت اشاعه ی علوم دینی فعالیت می کنند که هیچ انسانی در جهان باقی نمی ماند که نتواند به علوم دینی دست یابد. این پیشگویی امام صادق (ع) نیز به حقیقت پیوسته است. زیرا حوزه ی علمیه ی قم که در حدود ۸۰ سال پیش تأسیس شد، از زمان  پیروزی انقلاب اسلامی ایران دچار تحولات شگرفی شده است. به نحوی که بعد  از  پیروزی  انقلاب  اسلامی  ایران،  این  حوزه  در سایه ی حکومتی اسلامی  واقع  گردیده  و  از  آن  حمایت  فراوانی شده است. همچنین به دلیل ایجاد جو خفقان و وحشت در عراق توسط رژیم بعثی، تعداد زیادی از علما و طلاب شهر نجف به ایران  هجرت  کرده  و  به  تحصیل  و  تدریس  در  حوزه ی  علمیه ی  قم پرداخته اند که این مسأله نیز به پیشرفت حوزه ی علمیه ی قم کمک شایانی نموده است. پیشرفت حوزه ی علمیه ی قم تا بدانجا بوده که امروزه تبدیل به مهمترین پایگاه تشیع در جهان شده است. بنابراین همان طور که ملاحظه فرمودید، پیشگویی امام صادق (ع) در مورد شهر قم نیز به حقیقت پیوسته است.

۳) نکته ی مهم دیگری که امام صادق (ع) به آن اشاره کرده اند، این است که اهل قم حجت را بر مردم دنیا تمام می کنند و به نحوی در جهت اشاعه ی علوم دینی فعالیت می کنند که هیچ انسانی در جهان باقی نمی ماند که نتواند به علوم دینی دست یابد. این پیشگویی امام صادق (ع) نیز به حقیقت پیوسته است؛ زیرا امروزه کتب و مجلات بسیاری در حوزه ی علمیه ی قم و سایر مراکز دینی شهر قم چاپ می شوند و بسیاری از این کتب به صورت رایگان و یا به بهایی بسیار اندک در اختیار تشنگان حقیقت در سراسر جهان قرار می گیرند. علاوه بر این، با پیدایش اینترنت و ایجاد سایت های اینترنتی متعدد توسط حوزه ی علمیه و سایر مراکز دینی شهر قم، علوم دینی به سهولت و به زبان های مختلف در اختیار تمامی مردم دنیا قرار گرفته است. برای مثال کسی که در کشور دور دست آرژانتین زندگی می کند نیز می تواند با نشستن در برابر کامپیوتر و اتصال به اینترنت، وارد سایت های مذهبی شهر قم شده و به تمامی منابع علوم دینی دست پیدا کند. حتی این گستردگی تا بدانجا است که کتاب عظیم و گرانقدر بحارالانوار نیز به صورت آنلاین در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

بنابراین همان طور که ملاحظه فرمودید، امروزه اهالی قم بر تمامی مردم جهان، حجت را تمام کرده اند و این پیشگویی حضرت امام صادق (ع) نیز به حقیقت پیوسته است. نکته ی دیگر این که حضرت امام صادق (ع)، زمان  تحقق  این  پیشگویی  را  در  نزدیکی  ظهور حضرت قائم (عج) بیان نموده اند و این مسأله ما را امیدوار می کند که ان شا الله عصر حاضر، عصر ظهور بوده و ما می توانیم با تلاش های خود در نشر اسلام و عمل به دستورات این دین الهی، هر چه زودتر شاهد ظهور آقا امام زمان (عج) باشیم. (ان شا الله)

۴) نکته ی مهم دیگری که در حدیث امام صادق (ع) به چشم می خورد و اعجاب آور است، تحقق پی در پی پیشگویی های امام صادق (ع) در مورد کوفه و قم می باشد. زیرا  در حدیث مذکور، پس از عبارت (بزودى شهر کوفه از مؤمنان خالى مى گردد و به گونه ای که مار در جایگاه خود فرو مى رود، علم نیز این چنین از کوفه رخت برمى بندد)، امام (ع) کلمه ی (ثم : سپس) را به کار برده اند و فرموده اند: (سپس از شهرى بنام قم آشکار مى شود).  این مسأله که امام صادق (ع) کلمه ی  (ثم : سپس)  را  در  مورد توالی  اتفاقات  مذکور  به  کار  برده اند نیز یکی دیگر  از  جنبه های معجزه گونه ی پیشگویی ایشان می باشد. زیرا کلمه ی (ثم) در زبان عربی به معنای (بلافاصله پس از آن) می باشد و امام (ع) با استفاده از این کلمه، فرموده اند که بین دو واقعه ی مذکور (رخت بربستن علم از کوفه و ظهور آن در شهر قم)، فاصله ی کمی وجود دارد.  همان طور که  قبلاً  مشاهده  فرمودید، بین کم رونق شدن  حوزه ی  علمیه ی نجف (کوفه)  و  پر رونق  شدن حوزه ی علمیه ی قم، فاصله ی بسیار اندکی وجود داشته است و حوادث مذکور، به صورت پیاپی در عصر حاضر اتفاق افتاده اند. بدین ترتیب همان طور که ملاحظه فرمودید، در این جا نیز پیشگویی امام صادق (ع) به صورت کاملاً دقیق به حقیقت پیوسته است.

با دقت در حدیث فوق که پیرامون وضعیت شهر های کوفه و قم در آخرالزمان  بیان  شده  است،  به  سهولت  می توان  دریافت که پیشگویی های معصومین (ع)  در  باب  حوادث  آخرالزمان،  بسیار  دقیق می باشند. این دقت تا بدان حد است که حتی در انتخاب تک تک کلمات نیز بسیار محتاطانه رفتار شده است. بنابراین با تکیه بر احادیث معصومین (ع) می توان به صورت کامل از اوضاع آخرالزمان با خبر گشت و با توجه به این احادیث، می توان با وقایع سخت آخرالزمان به خوبی مواجه شد.

البته حدیثی که در بالا ذکر شد، یک نمونه از صدها حدیث معتبری است که از طرف معصومین (ع) در باب حوادث آخرالزمان ذکر شده است و ما برای احتراز از اطاله ی کلام، از ذکر بقیه ی موارد این احادیث خودداری می کنیم.

لازم به ذکر است که هدف از ذکر این حدیث امام صادق (ع)، یادآوری این نکته است که ما مسلمانان برای کسب مشروعیت انقلاب اسلامی خود و  نیز  به  منظور  پرداختن  به  نشانه های  ظهور  حضرت مهدی (عج)،  به  هیچ  عنوان  نیاز  به  پیشگویی های  دروغین  و  مغرضانه ی کابالیست هایی چون نوستراداموس نداریم؛ بلکه بهترین کار در این زمینه، مراجعه به احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) می باشد؛ زیرا این بزرگواران، پیشگویی های دقیق و صحیحی پیرامون انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) و نیز انقلاب اسلامی ایران دارند که با مراجعه به احادیث ایشان، می توانیم از دریای بی پایان علم الهی که نزد این بزرگواران بوده است، استفاده کنیم.

 

۴ – تعداد  اندکی  از  پیشگویی های  نوستراداموس  نیز،  تا  حدودی  صحیح هستند و یا به عبارت بهتر نمی توان آن ها را رد کرد.

تعدادی از پیشگویی های نوستراداموس، به ظاهر صحیح به نظر می رسند. این پیشگویی ها عمدتاً در دو مقوله ی زیر هستند:

  1. A) بخشی از این پیشگویی ها در مورد وقایع فرانسه، بالاخص انقلاب کبیر فرانسه می باشند.

یکی از مهمترین دلایلی که باعث شده است تا پیشگویی های نوستراداموس در مورد انقلاب کبیر فرانسه، تا حدودی به واقعیت نزدیک باشند، این است که در اصل این پیشگویی ها، پیشگویی نیستند؛ بلکه نوستراداموس در پیشگویی هایش به برنامه هایی اشاره کرده است که قرار  بوده توسط  تشکیلات  کابالایی و ماسونی  فرانسه  انجام  شود. بدین ترتیب که کابالیست های اروپا در زمان نوستراداموس، به دلیل افول باورهای مذهبی مردم اروپا در آن زمان، کم کم خود را آماده می کردند تا تشکیلات منسجم تری تشکیل دهتد و به عرصه ی فعالیت های سیاسی وارد شوند. البته این رویای کابالیست ها در طی یکی دو قرن بعد، محقق شد و فراماسونر ها که جانشینان خلف کابالیست ها بودند، توانستند به جای گروه های کابالایی، تشکیلات قدرتمند فراماسونری را بنیان نهند. تشکیلات قدرتمند فراماسونری فرانسه، انقلاب کبیر فرانسه را راه اندازی کرد و با شعار (آزادی–برابری–برادری!) توانست عامه ی مردم را فریب داده و  حکومتی  به  ظاهر  دموکراتیک  را  بنیان  نهد؛  اما در عمل تنها به اهداف شوم خود جامه ی عمل پوشاند.

با تمام این اوصاف، تشکیلات فراماسونری فرانسه هیچ گاه نتوانست همانند آمریکا و اسراییل نفوذ همه جانبه ای بر حکومت داشته باشد؛ اما در هر حال، قویترین گروهی بود که باعث ایجاد انقلاب کبیر فرانسه شد. در حال حاضر نیز تشکیلات فراماسونری فرانسه، نفوذ زیادی در ساختار  حکومتی  فرانسه  دارد،  اما  این  نفوذ،  همانند  نفوذ فراماسون ها در  حکومت  آمریکا  و  اسراییل  نیست.  پس  همان طور  که دیدیم، فراماسون ها که وارث کابالیست ها بودند، انقلاب کبیر فرانسه را بنیان نهادند و آن را رهبری کردند.

با توجه به مطالب گفته شده درمی یابیم که نوستراداموس نیز برای پیشبرد اهداف تشکیلات کابالایی فرانسه، بخشی از برنامه های این تشکیلات  برای  در دست گرفتن  حکومت  فرانسه  را  در  غالب پیشگویی های خود بیان کرد، تا مردم آینده ی فرانسه بتوانند خیلی آسان تر با انقلاب کبیر فرانسه کنار آیند و این انقلاب را به عنوان واقعیت محتومی که یک پیشگوی معروف آن را پیشگویی کرده، بپذیرند. با این ترفند و زمینه سازی توسط نوستراداموس، فراماسون ها (که وارثٍ خلف کابالیست ها بودند)، توانستند با استناد به این پیشگویی ها مردم عادی را با خود همراه کنند و بدین ترتیب به آرزوی نوستراداموس، کابالیست ها  و  فراماسون ها  جامه ی  عمل بپوشانند.  بنابراین  بهتر است بگوییم  که  فراماسون های  فرانسوی،  برنامه های  تشکیلات کابالایی–ماسونی را که نوستراداموس کابالیست نیز در پیشگویی های خود آورده بود اجرا کرده اند، نه اینکه نوستراداموس کارهای آن ها را حدس زده باشد.

  1. B) بخش  دیگری  از  پیشگویی های  درست نوستراداموس،  در  رابطه  با اوضاع سرزمین های  اسلامی  در  آخرالزمان  و حرکت  جهانی  حضرت مهدی (عج) می باشد.  البته  علت  این  که  این  پیشگویی ها  درست می باشند، این است که این مطالب در اصل پیشگویی نیستند؛ بلکه مطالبی هستند که در کتب حدیث اسلامی و از زبان معصومین (ع) بیان شده اند و نوستراداموس که یهودی بوده و به بسیاری از کتب مشرق زمین  دسترسی  داشته است،  از  این  احادیث  استفاده  کرده  و بخش هایی از سانتوری های خود را سروده و به دروغ آن ها را پیشگویی نامیده است.

 

کتاب های فراوانی به زبان عربی، و در مورد حوادث آینده ی جهان اسلام و حوادث آخرالزمان وجود دارند که از مهمترین آن ها می توان به کتاب های الغیبة نعمانی، الملاحم و الفتن و… اشاره کرد که به احتمال زیاد مورد استفاده ی نوستراداموس واقع شده اند. زیرا بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس به قدری به روایات کتب مذکور شبیه اند که به نظر می رسد از روایات مذکور کپی برداری شده اند. برای بیان بهتر مطلب، مثالی را در این جا ذکر می کنیم:

عن عبدالله بن مسعود قال:

« أتینا رسول الله (ص) فخرج إلینا مستبشراً یعرف السرور فی وجهه، فما سألناه عن شئ إلا أخبرنا به، و لا سکتنا إلا ابتدأنا، حتى مرت فتیة من بنی هاشم فیهم الحسن و الحسین، فلما رآهم التزمهم وانهملت عیناه! فقلنا یا رسول الله، ما نزال نرى فی وجهک شیئاً نکرهه!

فقال:

إنا أهل بیت اختار الله لنا الآخرة على الدنیا، و إنه سیلقى أهل بیتی من بعدی تطریداً و تشریداً فی البلاد، حتى ترتفع رایات سود فی المشرق فیسألون الحق فلا یعطونه، ثم یسألونه فلا یعطونه، فیقاتلون فینصرون! فمن أدرکه منکم و من أعقابکم فلیأت إمام أهل بیتی و لو حبوا على الثلج، فإنها رایات هدى یدفعونها إلى رجل من أهل بیتی یواطئ اسمه اسمی و اسم أبیه اسم أبی، فیملک الأرض، فیملؤها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. »

از عبدالله بن مسعود نقل شده است که گفت :

« حضور پیامبر (ص ) رسیدیم؛ حضرت با رویى گشاده و غرق  سرور و شادى با ما روبرو شد. آنچه را که از حضرت سئوال کردیم، پاسخ دادند؛  اگر  ما  ساکت  مى شدیم،  آن  حضرت  شروع  به  سخن مى نمود؛ تا اینکه گروهى از جوانان بنى هاشم گذارشان از آنجا افتاد و امام حسن و امام حسین (ع) در بین آنان بودند؛ تا چشم حضرت به آنها افتاد،  در  پى آنان  افتاد  و  دو  چشمان  آن حضرت  پر  از  اشک  گردید … عرض کردیم : اى رسول خدا، همواره چیزى در چهره ات مى بینم که ما را ناراحت مى سازد.

حضرت فرمود:

ما خانواده اى هستیم که خداى سبحان آخرت را بر دنیا، براى ما اختیار فرموده است؛ بزودى بعد از من، اهل بیتم در شهرها و سرزمین ها پراکنده و آواره خواهند شد؛ تا اینکه درفش هائى سیاه از مشرق زمین به اهتزاز در آیند که حق را مى طلبند، اما حقوقشان را اداء نمى کنند؛ آنان دست از حق برنمى دارند، اما اجابت  نمى شود؛  دیگر  بار  درخواست  مى کنند،  به  آنان  اعتناء نمى شود؛  در این صورت،  دست به مبارزه زده  و به  پیروزى  دست مى یابند. هرگاه کسى از شما و یا ذریه ی  شما آن زمان را درک کرد، باید به پیشوایى از اهل بیت من بپیوندد؛ اگر چه با دشوارى، بر روى برف سینه خیز برود؛ آنها درفش هاى هدایتند که آنها را بدست مردى از اهل بیت من مى سپارند، که نام وى مانند نام من و نام پدرش نام پدرم مى باشد؛ او مالک زمین می گردد و آن را پر از عدل و داد مى کند؛ آنگونه که از جور و ستم پر شده است. »

البته حدیث فوق که عمدتاَ در منابع اهل سنت از آن یاد می شود، در مورد نام پدر حضرت مهدی (عج) مطلب نادرستی را ذکر کرده است که در احادیث فراوان دیگری که از معصومین (ع) در دست است، صورت صحیح آن موجود می باشد. بدین ترتیب که در حدیث فوق، پیامبر (ص) نام پدر حضرت مهدی (عج) را همنام با نام پدر خود (عبدالله)  دانسته اند؛  اما  در احادیث  فراوانی  از  مصادر  شیعی  و اهل سنت، حضرت مهدی (عج)، به عنوان نهمین امام از سلاله ی پاک امام حسین (ع) و فرزند امام یازدهم (امام حسن عسکری (ع))   دانسته شده و به عنوان اولاد پیامبر (ص) معرفی شده اند. به همین  دلیل،  باید  گفت  که  نام  پدر  حضرت مهدی (عج) در حدیث فوق، قطعاً اشتباه می باشد که این اشتباه می تواند به دلیل اشتباه راوی باشد. اما در هر حال به نظر می رسد که این حدیث معروف اهل سنت، توسط نوستراداموس کپی برداری شده است. برای  بررسی این مطلب، به قطعه ی زیر از سانتوری های نوستراداموس توجه فرمایید:

 

همان گونه که مشاهده فرمودید، در این قطعه از پیشگویی های نوستراداموس، وی کپی برداری دقیقی از حدیث مذکور اهل سنت انجام داده است. این کپی برداری تا بدانجا بوده است که نوستراداموس دقیقاً کلمات مشرق (خاور)، برف (برف) و درفش (پرچم) را از حدیث مذکور اقتباس نموده و بدین ترتیب حرکتی را که از مشرق زمین (ایران) شروع می شود، حرکتی خطرناک برای اروپا توصیف  کرده  است.  حرکتی  که  مجاهدان  آن،  از  برف  و  یخ نمی هراسند. این حرکت چنان مقدس است که هیچ کس نباید در رفتن به آن تردید کند، حتی اگر به قیمت راه رفتن بر روی برف و یخ باشد؛ چرا که سرانجام آن به ظهور مهدی موعود (عج) ختم خواهد شد.

نوستراداموس ملعون نیز این توصیفات را که در حدیث مذکور آمده است، عیناً کپی کرده و در قطعه ی ۲۹ سانتوری ۲ گنجانده است و با خطرناک جلوه دادن قیام رهبر اهل مشرق (و همه را با میله ی پرچمش می زند)، تلاش کرده است تا مردم اروپا و آمریکا را بسیج نموده و از آن ها برای مقابله با اسلام در آینده، مدد جوید.

در نمونه ی دیگری از کپی برداری های نوستراداموس، وی ناشیانه از احادیث  اهل سنت  استفاده  کرده  و  مانند  آن ها،  منجی  مسلمانان را شخصی  معرفی  کرده  است  که  در  آخرالزمان  به دنیا خواهد آمد. این پیشگویی نوستراداموس را نیز در قطعه ی زیر  ملاحظه می فرمایید:

 

 

همانگونه که ملاحظه فرمودید، در قطعه ی ۵۵ سانتوری ۵، نوستراداموس منجی مسلمانان را شخصی می داند که در آخرالزمان زاده می شود. این مطلب، مشابه نظر اهل سنت درباره ی حضرت مهدی (عج) است؛ حال آن که می دانیم مطابق نص صریح احادیث پیامبر (ص) و ائمه ی معصومین (ع)، حضرت ولی عصر (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) می باشند که در زمان پدرشان زاده شده و در سن ۵ سالگی وارد غیبت صغری گشته و از سن ۷۴ سالگی وارد غیبت کبری شده اند و  از  آن  زمان  تا  زمان  ظهور،  از نظر ها غایب می باشند. لازم به ذکر است که نظر شیعیان نیز درباره ی حضرت مهدی (عج) این گونه می باشد.

بنابراین برادران شیعه ای که از پیشگویی های نوستراداموس طرفداری می کنند، باید بدانند که نظر نوستراداموس درباره ی حضرت مهدی (عج) اشتباه بوده و او معتقد به تولد آن حضرت در آخرالزمان است. در واقع این نظر نیز، به دلیل تبعیت کورکورانه ی او از بعضی روایات اهل سنت می باشد که به طرز فریبکارانه ای مضمون آن ها را در پیشگویی هایش آورده و به خود منتسب کرده است.

نمونه های فوق، بخش هایی از ده ها نمونه ای هستند که  نوستراداموس  در  آن ها  از  روایات  اسلامی استفاده  کرده،  و پیشگویی های صحیح معصومین (ع) را دزدیده و آن ها را به نام خود در پیشگویی هایش عرضه کرده است.  وای بر او باد!

همان طور که گفته شد، نمونه های فراوانی از پیشگویی های نوستراداموس وجود دارند که در آن ها از پیشگویی معصومین (ع) استفاده شده است؛ اما به دلیل حجم مطالب، از ذکر آنان خودداری می کنیم.

در مورد وقایع آخرالزمان در سرزمین های اسلامی، به نظر می رسد که نوستراداموس علاوه بر روایات معصومین (ع)، از کتب مخفی که در نزد سردمداران یهود وجود دارند نیز استفاده کرده است.

در بین سردمداران یهود، کتب مخفی بسیاری وجود دارند که وقایع آخرالزمان در آن ها به صورت دقیق پیشگویی شده اند. این کتب مخفی، به مثابه آخرین  اتمام حجت های  خداوند  با  قوم یهود  می باشند که در طی آن ها خداوند بخشی از سیمای آینده ی جهان را ترسیم کرده و بدین وسیله عاقبت نافرمانی یهود را به آنان گوشزد کرده است. اما سران یهود به جای پند گرفتن از این اتمام حجت ها، در عین حال که مردم عادی را از خواندن آن ها محروم کرده اند، از پیشگویی های صحیح کتب مذکور استفاده کرده و به خیال خام خود خواسته اند تا برای این وقایع وعده داده شده، چاره ای بیندیشند و با خواست خدای متعال مبارزه کنند.

نکته ی مهم این جا است که حتی در کتاب تورات اصلی که از طرف خداوند متعال نازل گشته، پیشگویی های بسیاری درباره ی حوادث بعد از حضرت موسی (ع) و بالاخص وقایع آخرالزمان، شده است. البته منظور از تورات اصلی،  توراتی نیست که در دست اکثر یهودیان می باشد، زیرا توراتی که در دست عامه ی یهودیان است، تحریف شده می باشد و در آن حتی مطالبی از زمان بعد از حضرت موسی (ع) نیز نقل شده است! (این در حالی است که کتاب تورات بر حضرت موسی (ع) نازل شده است و قاعدتاً نمی بایست مطالب بعد از ایشان را در خود داشته باشد!) منظور از تورات اصلی، توراتی است که مستقیماً از جانب خدا بر حضرت موسی (ع) نازل شده است و مطالب آن کاملاً صحیح می باشد؛ زیرا سخن خدا هیچ گاه اشتباه نخواهد بود. تورات اصلی در حال حاضر در دست عوام یهود قرار ندارد، بلکه ممکن است، در دست سران یهود باشد. (البته با قیام حضرت مهدی (عج)، ایشان تورات اصلی را از غاری در انطاکیه بیرون می آورند و بر اساس آن با یهودیان مباحثه می کنند.)

همان طور که ذکر شد، کتاب تورات اصلی در اختیار عوام یهود قرار ندارد، اما ممکن است بخش هایی از تورات اصلی، در اختیار سازمان های مخفی و قدرتمند یهود (از جمله گروه های کابالایی و ماسونی) باشد. یقیناً در تورات اصلی، مطالب فراوانی پیرامون وقایع آینده ی جهان، به خصوص وقایع آخرالزمان وجود دارد که به احتمال زیاد، این گروه های مخفی یهود (از جمله گروه های کابالایی و ماسونی)، از پیشگویی های مذکور استفاده کرده و برنامه های خود را بر طبق این پیشگویی ها می ریزند تا به خیال خام خود با اراده ی خداوند متعال مبارزه کنند. در مورد نوستراداموس نیز که یک یهودی کابالیست بوده است، باید گفت که وی ممکن است به تورات اصلی دسترسی داشته و بخشی از پیشگویی هایش را در مورد حرکت جهانی حضرت مهدی (عج)، از تورات اصلی اقتباس کرده باشد.

نکته ی جالب اینجا است که حتی بخش هایی از تورات تحریف شده ی فعلی نیز، به خواست خدا از دستبرد و تحریف مصون مانده است و در آن می توان بخش هایی از پیشگویی های راستین خداوند را در رابطه با اسلام، مشاهده کرد. در واقع می توان گفت که با تمام فریبکاری یهودیان و تلاش آنان برای پنهان کردن پیشگویی های راستین خداوند درباره ی اسلام، خداوند متعال مکر آنان را باطل کرده و بخش هایی از تورات فعلی را از دستکاری آنان دور نگهداشته است. برای روشن شدن موضوع، مثالی را در این زمینه ذکر می کنیم:

از جمله پیشگویی های خداوند متعال در تورات درباره ی اسلام ، ذکر این نکته است که سرزمین مکه، محل نزول آخرین دین الهی است. به این پیشگویی که از تورات اقتباس شده است، توجه فرمایید:

 

همان طور که در پیشگویی فوق ملاحظه کردید، تورات از سه کوه مقدس نام می برد که خداوند متعال از آن ها جلوه گر شده است:

۱) کوه مقدس اول، کوه سینا (کوه طور) است که خداوند در آن کوه، برای اولین مرتبه با حضرت موسی (ع) سخن گفت و او را به نبوت برگزید.

۲) کوه مقدس دوم، کوه سعیر (ساعیر) است که حضرت عیسی (ع) در این کوه، با خداوند سخن می گفت و وحی الهی را دریافت می کرد.

۳) کوه مقدس سوم، کوه فاران  یا پاران (کوه حرا) است که خداوند متعال در این کوه، برای اولین مرتبه با حضرت محمد (ص) سخن گفته و ایشان را به پیامبری برگزید.

با توجه به مطالب گفته شده، متوجه می شویم که در این آیات از کتاب تورات کنونی، خداوند از زبان حضرت موسی (ع)، محل بعثت پیامبران بعدی (حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص)) را ذکر کرده است و این پیشگویی ها نیز در سال های بعد به حقیقت پیوسته اند. البته این بخش از آیات تورات، جزء معدود بخش هایی است که به خواست خدا از دستکاری و تحریف در امان مانده است و بدین ترتیب به عنوان سندی بر حقانیت پیامبران بعد از حضرت موسی (ع) می باشد.

اما نکته ی مهم این جا است که کوه فاران یا پاران، همان کوه مقدس حراء است. برای این ادعا، اسناد فراوانی وجود دارند که برخی از آن ها در زیر می آیند:

  1. A) اولین سند این است که در تورات به سرزمین مکه، سرزمین فاران یا پاران اطلاق شده است. برای مثال درباره ی حضور حضرت هاجر و حضرت اسماعیل (ع) در سرزمین مکه، در تورات آمده است:

 

همان طور که ملاحظه می فرمایید، تورات نیز محل زندگی حضرت اسماعیل (ع)  و  مادر  بزرگوارشان  حضرت هاجر  را  بیابان فاران (پاران) می داند. از سوی دیگر، همه ی مورخین و کتب دینی یهودی و اسلامی نیز  محل  زندگی  حضرت اسماعیل (ع)  را  بیابان  مکه  می دانند.(۳۳۴) (پیامبر (ص) و سایر افراد قبیله ی قریش که ساکن مکه بودند، همگی فرزندان حضرت اسماعیل (ع) می باشند.) از این مسأله نتیجه می شود که بیابان فاران (پاران)، همان بیابان مکه است.

بدین ترتیب مشخص می گردد که منظور از کوه مقدس فاران در تورات، کوه مقدس حراء در سرزمین مکه (فاران یا پاران) می باشد.

  1. A) دومین سند، این است که در دعای سمات، از قول معصومین (ع) نیز محل بعثت پیامبر (ص)، جبل فاران (کوه فاران) دانسته شده است و معصومین (ع)  در  این  دعای  مبارک،  کوه   فاران   را همان   کوه  حراء  دانسته اند.  در  دعای  سمات،  پیرامون  این  مسأله چنین  بیان شده است:

بنابراین همان طور که مشاهده کردید، از دیدگاه معصومین (ع) نیز کوه فاران، همان کوه مقدس حراء است.

مطالبی که در بالا نقل شد، یک نمونه ی کوچک از میان صدها پیشگویی خداوند در تورات است. متاسفانه به دلیل تحریف تورات و دستکاری در آن، تعداد زیادی از سخنان بر حق  خداوند  متعال،  از  تورات های  موجود  حذف شده اند؛ اما با این حال، خداوند بزرگ بخشی از مطالب تورات را از تحریف مصون داشته است تا با توجه به آن بتوان به حقانیت انبیای الهی بالاخص پیامبر گرامی اسلام پی برد.

با توجه به مطالبی که گفته شد، به نظر می رسد که نوستراداموس کابالیست و یهودی الاصل، ممکن است از پیشگویی های تورات استفاده کرده و در مورد آینده ی اسلام، مطالب تورات را به نام خود عرضه کرده  باشد. حتی این امکان وجود دارد که به دلیل عضویت وی در تشکیلات مخفی و  سری  کابالا،  به  تورات  اصلی  دسترسی  داشته  باشد.  زیرا همان طور که ذکر کردیم، ممکن است بخش هایی از تورات اصلی در نزد سران گروه های مخفی یهود موجود باشد. در صورت دسترسی نوستراداموس به بخش هایی از تورات اصلی، وی می توانسته است از این پیشگویی ها بهره بگیرد و بدین ترتیب این پیشگویی ها را که عمدتاً در مورد آینده ی جهان اسلام بوده است، به نام خود در کتاب هایش ثبت کند.

البته لازم به ذکر است که کتاب تورات، تنها کتاب یهودی نیست که در آن در رابطه با اسلام پیشگویی شده است, بلکه کتاب های مخفی و سری دیگری نیز وجود دارند که در دست سران گروه های مخفی یهود وجود داشته و از دسترس عامه ی مردم دور نگه داشته شده اند. یکی از این کتاب ها، « نبوئت هیلد : وحی کودک » می باشد.

کتاب مذکور، یکی از کتب مخفی یهود می باشد که به خواست خداوند متعال، از پس پرده بیرون آمده و در اختیار مسلمانان قرار  گرفته است. نحوه ی دسترسی مسلمانان به این کتاب، بدین ترتیب بوده است که نور الهی به دل یکی از علمای بزرگ یهود تابیده، و این عالم بزرگ یهودی پس از سال های سال، به دین اسلام گرویده است. با اسلام آوردن این عالم بزرگ، وی توانسته یکی از کتب مخفی یهود را که جزء کتب ممنوعه بوده و در دسترس عامه ی  مردم  قرار  نداشته است،  از  دل  صندوقچه  های  مخفیانه ی گروه های مخفی یهود خارج کرده، و این کتاب ارزشمند را در اختیار مسلمانان قرار دهد. این کتاب که « Nevuat Hayeled » یا « نبوئت هیلد : وحی کودک » نام دارد، کتاب بسیار ارزشمندی است که در حال حاضر به زبان فارسی نیز ترجمه شده و با عنوان « کتاب مخفی یهود : نبوئت هیلد » و به قلم برادر ارجمند جناب آقای «سید علی موسوی مطلق» در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

« نبوئت هیلد »، شامل مجموعه ی سخنان کودکی یهودی است که در حدود ۷۰ سال قبل از تولد پیامبر گرامی اسلام،  در  دامن خانواده ی  یک  عالم  پرهیزگار بنی اسراییل به دنیا آمد.

کودک مذکور بلافاصله پس از تولد به سجده افتاده و سخنان رمزآلودی بیان کرده  است؛  وی  در  آن  حال  مورد  سرزنش واقع شده  و  لب  از  سخن فرو بسته است. کودک  مجدداً به اذن خدا از ۱۲ سالگی  سخن  گفته  و  مطالب شگفت آوری را در رابطه با آینده ی جهان بیان کرده است که این سخنان از جانب خداوند بر لبان این کودک جاری گشته است.این سخنان پیشگویانه به قدری دقیق بوده  که  حتی  به  نام  پیامبر (ص)، واقعه ی عاشورا با تمام جزییاتش، انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) و … اشارات دقیقی نموده است. برای مطالعه ی بیشتر و بهره مندی از این کتاب، پیشنهاد می کنیم که این مطالب را حتماً  در  کتاب « کتاب مخفی یهود : نبوئت هیلد »  مطالعه بفرمایید.

کتاب مذکور، نمونه ای کوچک  از  کتب  بی شماری  است  که  علمای گروه های مخفی یهود،  آن ها  را  از  دید  عامه ی مردم  پنهان  کرده اند. چه بسا پیشگویی هایی بسیار دقیق تر از « نبوئت هیلد » در سایر کتب مخفی یهود وجود داشته باشد که در آن ها از وقایع آخرالزمان و انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) سخن به میان آمده باشد. در واقع خداوند بارها از طریق وحی به انبیای الهی و بندگان برگزیده اش (مانند  کودک  مذکور)، با  بنی اسراییل  اتمام  حجت  کرده  است؛  اما  علمای بنی اسراییل به جای بازگشت به سوی خدا، از وحی ها و پیشگویی ها سوء استفاده کرده و به خیال خام خود تلاش کرده اند تا بر علیه آن ها برنامه ریزی کنند! لعنت بر آنان باد!

اما در مورد نوستراداموس، باید گفت که به احتمال زیاد نوستراداموس کابالیست نیز به این کتاب های مخفی دسترسی داشته است. زیرا وی عضو برجسته ی گروه های کابالیستی زمان خود بوده و با بسیاری از علمای بزرگ یهود زمان خویش، ارتباط داشته است. بنابراین ممکن است که وی از پیشگویی های صحیح این کتب گرانقدر در رابطه با حرکت مقدس حضرت مهدی (عج) استفاده کرده، و مطالب آن ها را به اسم خود منشر کرده باشد.

در کل در مورد  پیشگویی های  نوستراداموس باید  گفت  که  عمده ی پیشگویی های  وی،  مبهم،  غلط  یا  دروغ  بوده است.  تعداد  اندکی  از پیشگویی های نوستراداموس نیز در رابطه با انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) تا حدی درست می باشند. البته این مطالب نسبتاً (نه کاملاً) درست نیز پیشگویی نبوده اند؛ بلکه پیشگویی های انقلاب کبیر فرانسه، در واقع برنامه هایی بودند که قرار بود توسط سازمان های کابالیستی فرانسه اجرا شود، اما در نهایت توسط فرزندان خلف آن ها (ماسون ها) به حقیقت پیوست. در مورد انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) نیز، نوستراداموس از پیشگویی های معصومین (ع)، کتاب تورات و  کتاب های مخفی یهود استفاده کرده و آن ها را عیناً در اشعار خود آورده است. این کپی برداری به قدری ناشیانه بوده که گهگاه کلمات اشعار نوستراداموس نیز عیناً از کتب مذکور برداشته شده اند. (برای مثال، می توانید به سطور فوق مراجعه کرده و کپی برداری دقیق نوستراداموس از حدیث پیامبر (ص) را مشاهده فرمایید.)

در نهایت  باید  ذکر  کرد  که  پیشگویی های  نوستراداموس،  بخشی  از  یک توطئه ی شیطانی است که توسط گروه های کابالایی و فراماسونری سازماندهی شده است؛ به طوری که امروزه کشور های غربی به این پیشگویی ها استناد کرده و مسلمانان  و  ایرانیان  را  خشن  و خونریز  معرفی می کنند تا بدین وسیله بتوانند به اهداف پلید خود جامه ی عمل بپوشانند. متاسفانه  در  کشور های  اسلامی  نیز  برداشت های  اشتباهی  از پیشگویی های نوستراداموس انجام شده و سبب شده است تا پیشگویی های وی ترویج گردد. هر چند هدف برادران مسلمان خیر است و تلاش آن ها بر این است تا آینده ی روشن جهان اسلام را ترسیم کنند، اما راه رفته شده اشتباه می باشد؛ زیرا ترویج پیشگویی های دروغین و هدفمند نوستراداموس، به نقشه ی شیطانی کشور های غربی مشروعیت بخشیده و آن ها را در دستیابی به اهدافشان یاری می نماید.

بنابراین بهتر است که ما مسلمانان به جای مطالعه ی پیشگویی های نوستراداموس و به جای استناد به سخنان این دروغگو و شیاد بزرگ تاریخ، به احادیث صحیح و گرانقدر معصومین (ع) بپردازیم و در ترویج سخنان گرانسنگ این بزرگواران، بیش از پیش بکوشیم.

 

محقق : خادم الامام-وعده صادق

منبع عکس ها: وعده صادق

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *