یکی از سوالات مطرح در خصوص جبر واختیاراینکه چگونه با آیه یُضِلُّ اللّهُ مَنْ یَشاءُ وَیَهْدی مَن یَشاء قابل جمع است؟
آیه مبارکه محتمل چند معناست :
یکی اینکه : مراد اخبار باشد از قدرت حقتعالی بر هدایت و ضلالت . یعنی خداوند قادر است بر هدایت هر کس که بخواهد به اینکه طوعا یا کرها او را روبه خیر یا به شر بکشاند ، لیکن چون سلب اختیار از عبد ، منافی حکمت خداست ، چنین معامله نمی فرماید ؛ زیرا اگر چنین بفرماید ، استحقاق ثواب و جزا پیدا نمی گردد و لذا آیه مبارکه اخبار از اصل قدرت است نه اخبار از وقوع .
دوم آنکه : مراد از ((هدایت )) در این آیه مبارکه قطعا ارائه طریق نیست ؛ زیرا آن به توسط انبیا و اوصیا(علیهم السّلام ) به جمیع مکلفین ابلاغ شده و همچنین مراد از هدایت ، ایصال به مطلوب بدون اختیار عبد نیست ؛ زیرا آن منافی استحقاق ثواب و عقاب است ، پس مراد به هدایت و ضلالت در این آیه ، توفیق و خذلان است و حقیقت توفیق آن است که حقتعالی عبد را مورد الطاف خاصه خود قرار دهد و تسهیل فرماید برای او طریق سعادت را به اینکه قلبش را مایل به خیرات و شوقش را زیاد فرماید و اسباب خارجی که در سعادت او دخالت دارند فراهم آورد و آنچه موجب دور شدنش از معصیت است از او دریغ نفرماید و مرتبه کامل این نوع هدایت آن است که به عبد ، حلاوت طاعت و مرارت معصیت را بچشاند و بدیهی است که این نوع هدایت که عبارت از تسهیل راه سعادت است ، منافات با اختیار عبد ندارد و بنابراین معنای آیه مبارکه چنین می شود :
((توفیق می دهد خداوند به جمیع اسباب ، سعادت هرکس را که بخواهد و محروم می فرماید از الطاف خود ، هرکس را که بخواهد (یعنی به خودش واگذار می فرماید) )) .
مخفی نماند که مشیت خدا جزاف نیست ؛ یعنی مشیت او به هدایت و ضلالت عبد از استحقاق عبد است و به واسطه قبول کردن دعوت انبیا خود را مستحق الطاف خداوندی نموده است :
(وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدًی وَاتیهُمْ تَقْویهُمْ) . -محمد / ۱۷
و چون هدایت و توفیقات خدا مراتب دارد ، پس هرمرتبه از هدایت را که عنایت فرمود ، هرگاه عبد پذیرفت و شکر نمود ، مستحق مرتبه بالاتر می گردد و هکذا چنانچه ممکن است عبد به سوء اختیارش خود را مستحق خذلان و محرومیت نماید .
وجوه دیگری نیزدرمعنای آیه مبارکه ذکر شده و همین دو وجه کفایت است
جام نیوز
