دشمنان، دست به دامان قضاوت علوی

13693849151

 

در حكومت پنج ساله امیرمۆمنان امام على علیه السلام سیستم قضائى كارآمدى وجود داشت که آن حضرت در مسئولیّت سنگین قضاوت، در شناسائى علل و عوامل جُرم، در شناخت مجرم و بزهكار، در گرفتن اعترافات روشن و آشكار از مجرمان، همواره الگوی نمونه بود. تا جایی که دشمنان آن حضرت نیز از رهنمودهاى قضائى و علوم سرشار امام استفاده مى كردند، و در مشكلات قضائى از امام على علیه السلام راه حل مى طلبیدند.

 


امام علی

چه کسی شایسته رهبری است

هرگاه خلیفه اوّل در مشكلات قضائى به بن بست مى رسید از حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام الگو مى گرفت. چنانکه نقل شده است، پس از رحلت رسول خدا صلى الله علیه و آله مردى را كه شراب خورده بود به نزد ابوبكر آوردند، خلیفه از وى پرسید: آیا شراب خورده اى ؟ او جواب داد: بلى . ابوبكر گفت : چرا شراب خورده‌اى در حالى كه حرام است ؟ آن مرد گفت : اگر مى دانستم كه شراب حرام است لب به آن نمى زدم. در حالى كه جمعیت زیادى این صحنه را تماشا مى كردند، خلیفه از حكم مسأله عاجز مانده، و دست به سوى عمر دراز كرد!

عمر گفت : این مسأله از معضلات است و چاره اش، ابوالحسن است !

ابوبكر خطاب به غلامش گفت : برو على را حاضر كن، ولى عمر گفت : سزاوار نیست على را بیاوریم، اجازه دهید ما به منزل او برویم .

آنان همراه سلمان به خانه امام على علیه السلام آمده، و جریان را ابلاغ نمودند، حضرت فرمود: چاره كار این است كه او را در بازار و كوچه بگردانید، و از مهاجرین و انصار جویا شوید، كه آیا كسى حكم تحریم شراب را به وى گفته است؟ اگر حكم تحریم به گوش او نرسیده باشد، او را آزاد كنید.

خلیفه به دستور امام على علیه السلام عمل كرد، چون كسى شهادت نداد، وى را مرخص نمودند، بدون این كه بر وى حد بزنند.

سلمان مى گوید: من به امیرالمومنین علیه السلام گفتم : خوب آنان را ارشاد نمودى، حضرت جواب داد:

خواستم حكم آیه سى و پنج سوره یونس را در مورد خود و آنان بار دیگر مورد تأكید قرار دهم كه مى فرماید:

« افمن یهدى الى الحق ان یتبع امن لایهدى الا یهدى فمالكم كیف تحكمون (۱) ؛

آیا كسى كه هدایت به حق مى كند براى رهبرى شایسته تر است و یا آن كس كه هدایت نمى شود مگر هدایتش كنند؟ شما را چه مى شود؟ چگونه داورى مى كنید؟ »

امام صادق علیه السلام مى فرماید: هیچ كس ‍ پیش از امیرالمومنین علیه السلام این گونه قضاوت ننموده و این اولین قضاوت آن حضرت پس از وفات رسول خدا صلى الله علیه و آله بوده است.(۲) و شیخ مفید (ره) در ارشاد آورده: این خبر مورد اتفاق خاصه و عامه. (۳)

 

دست به دامان مولا

همچنین خلیفه دوم در ده ها مورد قضائى از نوآورى و خلاّقیّت امام على علیه السلام استفاده كرد و بارها اعتراف كرد که اگر شیوه هاى قضائى آن حضرت نبود، خلیفه رسوا مى شد(۴)

چنانکه نقل شده است، مردى یمنى، كه زنش در یمن بود، در مدینه زنا كرد، عمر دستور داد او را سنگسار كنند، امیرالمومنین علیه السلام به وى فرمود: سنگسارى بر او روا نیست ؛ زیرا از زنش غایب بوده و باید بر او حد جارى شود. در این وقت عمر گفت : خدا مرا زنده نگذارد براى مشكلى كه ابوالحسن در آن نباشد.(۵)

خلیفه دوم در ده ها مورد قضائى از نوآورى و خلاّقیّت امام على علیه السلام استفاده كرد و بارها اعتراف كرد که اگر شیوه هاى قضائى آن حضرت نبود، خلیفه رسوا مى شد

همچنین روزی چند نفر شامى در حال احرام ، پنج تخم شتر مرغ، بریان كرده و خوردند پس از آن گفتند: ما محرم بودیم و این عمل برایمان حرام بود، چون به مدینه آمدند مساءله را از عمر پرسیدند، عمر پاسخش را ندانست و به آنان گفت : چند نفر از اصحاب رسول خدا پیدا نموده و حكم مسأله را از آنها بپرسید، پس ‍ مساءله را از بعض اصحاب پیامبر پرسش نمودند، ولى پاسخ آنان مختلف بود، شامیان نزد عمر بازگشته و جریان را گفتند. عمر گفت: در این شهر مردى هست كه ما ماموریم در مواقع اختلاف از او حكم بخواهیم، پس برخاست و با آن گروه به طرف خانه حضرت امیر علیه السلام روانه گردیده آن حضرت را در محلى به نام «ینبع» یافت، شامى ها مسأله خود را از آن حضرت پرسیدند.

امام على علیه السلام فرمود: باید پنج ماده شتر از فحل بكشند و نتاج آنها را جهت قربانى به خانه خدا بفرستند.

عمر گفت : ماده شتر گاهى بچه مى اندازد.

امام علیه السلام فرمود: تخم هم گاهى فاسد مى شود. در این موقع عمر گفت: براى مثل چنین مشكلاتى مامور شده ایم از شما سوال كنیم .(۶)

 

امام علی

حاکم جاهل

خلیفه سوم نیز نتوانست از علوم و ابتكارات امیرالمۆمنین علیه السلام استفاده نكند. چنانکه در تاریخ ثبت شده است که مردى دو زن داشت ؛ یكى از انصار و دیگرى از بنى هاشم، زن انصاریش را طلاق گفته و پس از چندى درگذشت . زن انصارى نزد عثمان گواه آورد كه هنگام مردن شوهر در عده طلاق بوده و از او ارث مى برد، عثمان حكمش را ندانست و آنان را به نزد امیرالمومنین علیه السلام برد، آن حضرت در پاسخ مسأله فرمود: اگر زن انصارى سوگند یاد مى كند كه در موقع وفات شوهر سه دفعه حیض از طلاقش نگذشته از او ارث مى برد وگرنه ارث نمى برد.

عثمان به زن هاشمى رو كرده و گفت : این قضاوت كه شنیدى قضاوت پسر عمت على بود آیا آن را قبول دارى ؟

گفت : آرى، و اینك زن انصارى سوگند یاد كند و ارث ببرد. ولى زن انصارى از قسم خوردن امتناع ورزید و از میراث صرفنظر كرد .(۷)

 

مایه تحیّر تاریخ

بهرحال بحث و بررسى پیرامون قضاوتهاى آن حضرت و مطالعه همه جانبه آنها امرى است لازم و ثمربخش كه نیازمند فرصت و مجالى مناسب و تدوین كتابهاى مستقل در این زمینه است اما آنچه مسلّم است اینکه حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام بزرگ عالم آگاهى بود كه از انواع علوم در حل بن بست هاى و مشكلات قضائى استفاده فرمود. بگونه اى كه معاصران آن حضرت در شگفت ماندند و آیندگان با شگفتى از روش ها و شیوه هاى حكیمانه آن بزرگ یگانه بهره مند شدند و خواهند شد.

 


پی نوشت:

۱) یونس/۳۵

۲) فروع كافى، كتاب الحدود، باب من زنى او سرق او شرب الخمر بجهالة، حدیث ۴٫

۳) الارشاد، مفید، قضایاه علیه السلام فى عهد ابى بكر، ص ۱۰۷٫

۴) مناقب، سروى، ج ۱، قضایاه علیه السلام فى عهد الثانى .

۵) همان.

۶) همان.

۷) همان.

 

 


منابع:

الگوهاى رفتارى امام على علیه السلام، جلد هشتم (امام على علیه السلام و امور قضایی)، محمّد دشتى.

قضاوتهاى امیرالمومنین على علیه السلام، علامه محمدتقى تسترى.

داستانهایى از امام على علیه السلام، حمید خرمى.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *