سیری در اندیشه اقتصادى امام ششم (ع)

31682_767

 

از منظر اسلام فعالیتهاى اقتصادى زمینه ساز كمالات و فضائل انسانى است و اگر فردى با این انگیزه به عرصه اقتصاد وارد شود، افزون بر منافع مادى و ظاهرى به بهره‏هاى معنوى نیز نایل خواهد شد . بهبود بخشیدن به وضع زندگى و تدارك برخى از برنامه‏هاى اقتصادى در جامعه نه تنها نقص و عیبى براى یك انسان مسلمان به حساب نمى‏آید، بلكه ناشى از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والاى معنوى است . چنانکه پیشوای ششم شیعیان، امام صادق علیه السلام بر این اندیشه پاى مى‏فشرد و كار و تلاش در راه تامین نیازهاى ضرورى زندگى را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد مى‏كرد.(۱) از منظر امام صادق علیه السلام بین كسى كه از دنیا به عنوان وسیله‏اى براى كسب آخرت بهره مى‏گیرد و بین كسى كه دنیا پرستى و جمع مال را پیشه خود نموده است، تفاوت واضح وجود دارد . به این جهت از سویى دلبستگان به مال دنیا و دنیاپرستان ظاهربین را لعن مى‏كند و مى‏فرماید: «ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم(۲)؛ مورد لعن خداست كسى كه بنده دینار و درهم باشد .» و از سوى دیگر به دوستدارانش توصیه مى‏كند: «لا تدع طلب الرزق من حله فانه عون لك على دینك(۳)؛ طلب روزى از [راههاى] حلال را هرگز رها نكن; چرا كه مال حلال یاور تو در دینت‏خواهد بود .»

در این نوشتار به بررسى پاره ای از اندیشه‏هاى اقتصادى امام صادق علیه السلام در عرصه جامعه اسلامى مى‏پردازیم .

 

 

حقیقت فعالیت اقتصادى

 

عبدالله بن ابى یعفور مى‏گوید: در محضر امام صادق علیه السلام بودم كه مردى از وى پرسید: به خدا قسم! ما به دنبال دنیا مى‏رویم و دوست داریم آن را به دست آوریم . امام علیه السلام فرمود: تو مى‏خواهى با دنیاطلبى و كسب درآمد چه كنى؟ او گفت: مى‏خواهم نیازهایم را برطرف كنم، به خانواده‏ام رسیدگى نمایم، صدقه و احسان بدهم و حج و عمره انجام دهم . امام صادق علیه السلام فرمود: اینكه دنیاطلبى نیست، این به دنبال آخرت و ثوابهاى الهى رفتن است.(۴)

 

ایشان در سخن دیگرى فرمود: رجل جالس فى بیته یقول اللهم ارزقنى فیقال له الم آمرك بالطلب؛ مردى در خانه‏اش نشسته و مدام مى‏گوید: خدایا! به من روزى عطا كن! به او گفته مى‏شود: آیا تو را فرمان ندادم به طلب روزی

رعایت اصول

 

یك فرد دور اندیش در طول زندگى خود تلاش مى‏كند كه با بهره‏گیرى از اصول كاربردى اقتصادى بر رفاه و آسایش خود و خانواده‏اش بیفزاید و زندگى آرام و راحتى را براى پیمودن راه سعادت داشته باشد . امام صادق علیه السلام برخى از این اصول را چنین مطرح مى‏كند:

 

الف) بهره‏ گیرى از تجربه

 

امام صادق علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایى را به رهروان حقیقت طلب ارائه مى‏دهد و تاكید مى‏كند كه «المؤمن حسن المعونة، خفیف المؤونة، جید التدبیر لمعیشتة، لا یلسع من حجر مرتین(۵)؛ مؤمن در یارى كردن زیباست (و به زیباترین صورت دیگران را یارى مى‏كند)، كم تكلف است (و دیگران را به زحمت نمی اندازد) و زندگى اش را خوب اداره مى‏كند و از یك سوراخ دو بار گزیده نمى‏شود (تجربه بار اول برایش كافى است).»

 

ب) استفاده از فرصتها

در زندگى گاهى فرصتهایى به دست مى‏آید كه شخص مى‏تواند از آن فرصت ‏به نحو شایسته‏اى براى بهبودى دین و دنیاى خویش بهره‏گیرد . بدون شك از دست دادن چنین فرصتهایى موجب غم و اندوه و پشیمانى خواهد بود .

امام صادق علیه السلام در سخنی زیبا ضرورت بهره‏گیرى از فرصتها را یادآور شده، مى‏فرماید: «هر كس فرصتى را به دست آورد و با این حال منتظر فرصت‏ بهترى باشد، روزگار آن فرصت ‏به دست آمده را از دستش خواهد گرفت; زیرا عادت روزگار سلب فرصت ها و رسم زمانه از بین بردن موقعیت هاست» .(۶)

 

 

ج) تلاش و كوشش

در این زمینه على بن عبدالعزیز مى‏گوید: امام صادق علیه السلام روزى از من احوال عمر بن مسلم را پرسید. عرضه داشتم: فدایت ‏شوم او از تجارت دست‏ برداشته و به عبادت و نماز و دعا روى آورده است. امام فرمود: «واى بر او! آیا او نمى‏داند كه هر كس به دنبال دنیا و كسب روزى حلال نرود، دعایش مستجاب نخواهد شد.» سپس امام افزود: «هنگامى كه آیه «من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب» (۷) نازل شد، تنى چند از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله از كسب و كار دست كشیده و درها را به روى خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزى آنان را از طریق عبادت برساند . هنگامى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: شما به چه انگیزه‏اى از كسب و كار دست كشیده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته‏اید؟! گفتند: یا رسول الله! خداوند روزى ما را تكفل كرده و ما هم به عبادت او روى آورده‏ایم! رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «هر كس چنین كند دعاى او پذیرفته نخواهد شد، بر شما باد به كسب ]روزى و درآمد[».(۸)

 

رعایت اعتدال و میانه روى در مخارج و درآمدهاى زندگى موجب آسایش و رفاه خواهد بود، همچنانکه اسراف و یا بخل موجب اختلال در نظم زندگى مى‏شود. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:«اسراف موجب فقر و میانه روى سبب توانایى مى‏شود

ایشان در سخن دیگرى فرمود: «رجل جالس فى بیته یقول اللهم ارزقنى فیقال له الم آمرك بالطلب(۹)؛ مردى در خانه‏اش نشسته و مدام مى‏گوید: خدایا! به من روزى عطا كن! به او گفته مى‏شود: آیا تو را فرمان ندادم به طلب [روزى[».

 

 

د) اعتدال

رعایت اعتدال و میانه روى در مخارج و درآمدهاى زندگى موجب آسایش و رفاه خواهد بود، همچنانکه اسراف و یا بخل موجب اختلال در نظم زندگى مى‏شود. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:«اسراف موجب فقر و میانه روى سبب توانایى مى‏شود .» (۱۰)

 

در این زمینه عبدالله بن سنان مى‏گوید: امام صادق علیه السلام هنگامى كه آیه «ولا تجعل یدك مغلولة الى عنقك» ‏(۱۱) را تفسیر مى‏كرد، انگشتان دست‏ خود را كاملا بسته و دست‏خود را مشت نمود و به ما فرمود: «یعنى این چنین نكنید كه این نهایت‏خست و بخل است‏» و در معنى آیه «ولا تبسطها كل البسط» (۱۲) دست ‏خود را كاملا باز كرد و فرمود: «این چنین هم درست نیست; یعنى انسان هر چه دارد خرجش كند و چیزى در كف دستش نماند».(۱۳)

 

 

ه) پس انداز براى آینده

امام صادق علیه السلام همواره توصیه مى‏كرد كه هر شخصى باید براى آینده خود پس انداز داشته باشد تا اگر خداى ناكرده مشكلى برایش پیش آمد یا نیازى به پول پیدا كرد محتاج دیگران نباشد . حضرت صادق علیه السلام مى‏فرمود: از نزدیك‏ترین یاران پیامبر صلى الله علیه و آله كه شما آنها را به فضل و زهد و تقوا مى‏شناسید، سلمان و ابوذر هستند . شیوه سلمان چنین بود كه هرگاه سهمیه سالانه‏اش را از بیت المال دریافت مى‏كرد، مخارج یك سالش را ذخیره مى‏نمود تا زمانى كه در سال آینده نوبت ‏سهمیه‏اش برسد . به او اعتراض كردند كه تو با این همه زهد و تقوا در فكر ذخیره آینده ات هستى! شاید امروز و فردا مرگ تو برسد! سلمان در جواب مى‏فرمود: شما چرا به مردن فكر مى‏كنید و به باقى ماندن نمى‏اندیشید؟ اى انسانهاى جاهل! شما از این نكته غفلت مى‏كنید كه نفس انسان اگر به مقدار كافى وسیله زندگى نداشته باشد، در اطاعت‏حق كندى و كوتاهى مى‏كند و نشاط و نیروى خود را در راه حق از دست مى‏دهد; ولى همین قدر كه به اندازه نیازش وسیله و مال دنیا فراهم شد با اطمینان و آرامش بیشترى به اطاعت‏حق مى‏پردازد.(۱۴)

 

ایشان می فرمود: «لا خیر فیمن لا یحب جمع المال من حلال یكف به وجهه و یقضى به دینه و یصل به رحمة»

 

(۱۵)، كسى كه اندوختن مال را از راه حلال و به انگیزه حفظ آبرو و اداى قرض و رسیدگى به خانواده و فامیل، دوست نداشته باشد، در او هیچ گونه خیرى نیست».

 

 

 

پی نوشت:

۱) «الكاد على عیاله كالمجاهد فى سبیل الله؛ آن كه براى تامین معاش خانواده‏اش تلاش كند، همانند رزمنده در راه خدا است .»، وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص‏۶۶٫

۲) الكافى، باب الذنوب، ح ۹ .

۳) وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۳۴ .

۴) همان.

۵)  همان، ج ۱۵، ص ۱۹۳ .

۶) تحف العقول، ص۳۸۱٫

۷) «هر كس تقواى الهى پیشه كند (خداوند) راه خروج از مشكلات را برایش قرار مى‏دهد و از جایى كه گمان نمى‏برد روزى اش مى‏دهد.»( طلاق/۲-۳)

۸) تهذیب الاحكام، ج ۶، ص‏۳۲۳ .

۹) الكافى، باب من لا تستجاب دعوته، ح ۲ .

۱۰) «ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنى»، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۷۴ .

۱۱) « و دست خویش (از روى بخل) به گردن مبند… » (اسراء/۲۹)

۱۲) « دستت را آنچنان باز مگذار که (تهی دست شوی) و خود را ملامت کنی…» (اسراء/۲۹)

۱۳) وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۶۶

۱۴) همان، ص ۴۳۵ .

۱۵) الكافى، ج ۵، ص ۷۲ .

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع: مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت علیهم السلام

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *